مقالات و پروژه های معماری-دانشجویی

مقالات و پروژه های معماری

معماری عالی قاپو

عالی‌قاپو (به ترکی به معنی دروازه عالی) ساختمانی است که در واقع درب ورودی دولتخانه صفوی بوده است و در ابتدا شکلی ساده داشته و به مرور زمان و در طول سلطنت شاه عباس طبقاتی به آن افزوده شدند و در زمان شاه عباس دوم ایوان ستوندار به آن افزوده شد. این بنا در ضلع غربی میدان نقش جهان و روبروی مسجد شیخ لطف‌الله واقع شده است. ارتفاع آن ۳۶ متر است و ۶ طبقه دارد که با راه‌پله‌های مارپیچ می‌توان به آنها رسید.
این بنا پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان توسط شاه عباس اول بین سالهای ۱۰۰۰ تا ۱۰۰۶ ه.ق. بعنوان مقر و دولتخانه حکومتی سلاطین صفوی شروع به ساخت شد.


این عمارت طی ۵ مرحله معماری و در زمان جانشینان شاه عباس اول بخصوص شاه عباس دوم و شاه سلیمان بین ۷۰ تا ۱۰۰ سال ادامه و تکمیل یافت. حتی به دلیل وجود کتیبه‌ای بخط نستعلیق در زمان شاه سلطان حسین آخرین پادشاه صفوی، تزئینات طبقه سوم اضافه یا مرمت شده است.

کتیبه یا سند مستندی مبنی بر عنوان نام معمار بنا در دست نیست ولی به احتمال زیاد معمار بنا یکی از استادان و معماران مهندس معروفی چون استاد علی اکبر اصفهانی یا استاد محمدرضا ابن استاد حسین بنای اصفهانی دو معمار مشهور مساجد جامع عباسی و مسجد شیخ لطف الله بوده است.

قاپو یا قاپی در زبان ترکی به معنی در، درگاه و ورودی است و عالی به معنی باشکوه، بزرگ و با ارزش میباشد. گفته میشود که در اصلی بنا را شاه عباس از نجف و مقبره علی به این مکان انتقال داده است. کتیبه بالای سردر ورودی با عنوان انا مدینه العلم و علی بابها و استقرار ۱۱۰ توپ جنگی در مقابل کاخ به حساب ابجد نام علی را عنوان مینماید (ع=۸۰، ل=۲۰، ی=۱۰).



تزئینات خارجی بوسیله آجر که در لچکها (قسمتهای هلالی در بالای هر ورودی) بوسیله کاشی هفت رنگ و تزئینات و خطوط اسلیمی میباشد و تزئینات داخلی بوسیله نقوش زیبای گل و بته و شکارگاه و حیوانت و پرندگان بر روی گچ (لایه چینی و کشته بری) و یا مینیاتورهای تصویری ایرانی (به سبک نقاشی های رضا عباسی) و خارجی (بوسیله نقاشان اروپایی که در زمان شاه سلیمان در دربار صفوی حضور داشتند به سبک نقاشی اروپایی به سبک توسط نقاشان معروفی مانند آنژل ولوکار) میباشد.

مراحل پنجگانه ساخت بنا
مرحله اول
ساخت بنایی تنها به عنوان ورودی جهت سایر بناها و مجموعه کاخهای سلطنتی
مرحله دوم
در این مرحله لزوم گسترش بنا و اضافه نمودن طبقات فوقانی بدلیل گسترش پایتخت و افزایش جمعیت شهری و با اهمیت جلوه دادن مقر حکومتی احساس گردید. بدین منظور طبقات سوم و چهارم و نیم طبقه پنجم اضافه گردیدند.
مرحله سوم
تکمیل ساختمان برجی شکل کاخ با اضافه نمودن آخرین طبقه (معروف به سالن موسیقی)
مرحله چهارم
اضافه نمودن پیش زدگی به سمت میدان نقش جهان جهت افزایش طول کاخ و تبدیل آن به ایوان ستوندار در مرحله بعدی ساختمان
مرحله پنجم
اضافه نمودن ۱۸ ستون به ایوان با فضا ایجاد شده مرحله قبل بعلاوه ایجاد پله های شاهی و ساخت و تکمیل سیستم آبرسانی بنا جهت انتقال آب به طبقات به خصوص حوض مسی ایوان
این کاخ در حال حاضر دارای سه دستگاه پله، شامل دو دستگاه پله مارپیچ بصورت قرینه در قسمت غربی ساختمان و یک دستگاه پله بصورت پلکانی (بصورت چند پله و اتاقهای بین راه به شکل زیگزاگی) معروف به پله‌های شاهی که به منظور تشریفات ساخته شده است.
بنای عالی قاپو با ارتفاعی حدود ۳۶ متر تا کف بازار بلندترین عمارت چند طبقه تا چند دهه اخیر در شهر اصفهان بوده است. بدلیل اضافات و الحاقات معماری در هر سو نمایی متفاوت دارد به طوری که از جلو بنا از میدان نقش جهان ۲ طبقه از پشت ساختمان ۵ طبقه، از طرفین بنا ۳ طبقه و با احتساب طبقه همکف بعنوان اولین طبقه، در کل ۶ طبقه میباشد.


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

تعریفی کامل از پل

عریف پل
پل یک سازه است که برای عبور از موانع فیزیکی از جمله رودخانه ها و دره ها استفاده می شود. پلهای متحرک نیز جهت عبور کشتیها و قایقهای بلند از زیر آنها ساخته شده است.

تاریخچه پل
ایجاد گذرگاهها و پلها برای عبور از دره ها و رودخانه ها از قدیمی ترین فعالیتهای بشر است. پلهای قدیمی معمولا از مصالح موجود در طبیعت مثل چوب و سنگ والیاف گیاهی به صورت معلق یا با تیرهای حمال ساخته شده اند. پلهای معلق از کابلهایی از جنس الیاف گیاهی که از دو طرف به تخته سنگها و درختها بسته شده و پلهای با تیر حمال از تیرهای چوبی که روی آنها با مصالح سنگی پوشیده می شد، ساخته شده اند.

ساخت پلهای سنگی به دوران قبل از رومیها بر می گردد که در خاور میانه و چین پلهای زیادی بدین شکل برپا شده است. در اروپا نیز اولین پلهای طاقی را 800 سال قبل از میلاد مسیح، برای عبور از رودخانه ها از جنس مصالح سنگی ساخته اند.

اغلب پلهای ساخته شده توسط رومی ها از طاقهای سنگی دایره شکل با پایه های ضخیم تشکیل یافته است.در ایران نیز ساختن پلهای کوچک وبزرگ از زمانهای بسیار قدیم رواج داشته و پلهایی نظیر سی و سه پل، پل خواجو و پل کرخه بیش از 400 سال عمر دارند.

از قرن یازدهم به بعد روشهای ساختن پلها پیشرفت قابل توجهی نمود و به تدریج استفاده از دستگاههای فشاری از مصالح سنگی و آجر با ملاتهای مختلف و دستگاههای خمشی از چوب متداول گردیده و تا اوایل قرن بیستم ادامه یافت. شروع قرن بیستم همراه با استفاده وسیع از پلهای فلزی و سپس پلهای بتن مسلح می باشد.

از اوایل قرن نوزدهم ساخت پلهای معلق، قوسی یا با تیر حمال از آهن آغاز شد. اولین پل معلق از آهن در سال 1796 به دهانه 21 متر در آمریکا ساخته شد، همچنین در سال 1850 یکی از مهمترین پلهای با تیر حمال از جنس آهن متشکل از دو دهانه 140 متر و دو دهانه 70 متری درانگلستان ساخته شد.

طویل ترین پل معلق به طول تقریبی 7 کیلومتر در سانفرانسیسکو ساخته و بزرگترین دهانه معلق به طول تقریبی 1400 متر در انگلیس (روی رودخانه هامبر) طراحی شده اند. در سالهایاخیر طرح پلهای ترکه ای فلزی (با کابل مستقیم) نیز برای دهانه های بزرگ مورد توجه قرار گرفته و بعد از نخستین پل که در سال 1955 به دهانه 183 متر در سوئد ساخته شده،پلهای زیادی اجرا شده است.

پلها را از نقطه نظر مصالح تشکیل دهنده به شکل زیر طبقه بندی می کنند :

پلهای چوبی:
این پلها معمولا" به شکل قوسی، با تیرهای مشبک و یا تیرهای حمال ساخته شده و در حال حاضر استفاده از آنهابه صورت موقتی می باشد.

پلهای سنگی:
با توجه به مقاومت مناسب فشاری مصالح سنگی، بسیاری از پلهای طاقی از این مصالح ساخته شده اند.نظر به کمبود افراد سنگ کار و زمان نسبتا طولانی لازم برای تهیه مصالح و اجرای سازه، امروزه استفاده از این پلها محدود می باشد.

پلهای بتنی:
در بسیاری از پلهای طاقی شکل، در حال حاضر از بتن، با توجه به مقاومت فشاری مطلوب آن به جای سنگ استفاده می شود.

پلهای بتن مسلح:

با توجه به روش اجرا و نحوه بتن ریزی، پلهای بتن مصلح را می توان از مقاطع مختلف و با اشکال دلخواه ساخت. با وجود این استفاده از مقاطع ساده در جهت کاهش بهای قالب بندی همواره مورد نظر است.در بعضی از حالات استفاده از سیستم پیش ساختگی باعث حذف اجزاء نگهدارنده قالبها و در نتیجه صرفه جوئی قابل ملاحظه می شود.

پلهای بتن پیش تنیده:
با پیشرفت این تکنیک، به تدریج در دامنه وسیعی از ابنیه فنی،پلهای بتن پیش تنیده جایگزین پلهای فلزی و پلهای بتن مسلح شده اند. بدین ترتیب با صرف هزینه کمتر، پلهای با دهانه بزرگ ساخته می شوند. از طرف دیگر استفاده از این مصالح امکان به کارگیری تکنیک های جدید پل سازی را می دهد.

پلهای فلزی:

این پلها به اشکال مختلف، با تیرهای حمال معمولی یا تیرهای مشبک فولادی، با قوس یا قالبهای فلزی، نورد شده از ورق و المانهای اتصالی ساخته شده اند. در ساخت این پلها گاهی نیز از آلیاژهای سبک یا مقطع مرکب استفاده می گردد.

استفاده از فولاد در ساخت پلهای فلزی از قرن گذشته شروع و با عنایت به مقاومت کششیوفشاری مطلوب این مصالح در سطح وسیع متداول گردید.باتوجه به فزونی بهای تولید، معمولاً نیمرخهای فولادی دارای ضخامت ناچیز بوده و در نتیجه علاوه بر مسئله زنگ زدن وخوردگی، خطر بروز ناپایداری های الاستیک نیز همواره موجود می باشد، از طرف دیگر نظر به این که با افزایش طول دهانه وزن مرده پلها به سرعت افزایش می یابد، با توجه به ناچیزبودن ابعاد و در نتیجه سبک بودن مقاطع فلزی، هنوز نیز برای ساختن پلها از آنها استفاده میشود.

پوشش پلهای فلزی :
پوشش پلهای فلزی را می توان از چوب مصالح سنگی بتن مسلح و یا از ورقهای فلزی انتخاب نمود. استفاده از چوب برای پوشش پلها در زمانهای بسیار قدیم رایج بوده اما امروزه به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد.
همچنین در طرحهای جدید از پوشش مصالح سنگی نیز به علت وزن زیاد آن، کمتر استفاده می شود در این راه حل تیرهای حمال طولی پل بوسیله قوسهائی از آجر و مصالح سنگی به هم متصل می شوند.

پوشش بتن مسلح:
این پوشش از یک دال بتن مسلح که روی تیرچه های طولی و تیرهای عرضی پل تکیه نموده تشکیل یافته است.پوشش بتن مسلح مقاومت و صلبیت لازم را به سازه داده و از نظر اجرائی نیز آسان و بسیار متداول می باشد.

پوشش فلزی:
یک نوع از این پوششها از یک سری صفحات فلزی که بوسیله بتن مسلح پوشیده شده و رویبال فوقانی تیرچه طولی جوش شده اند تشکیل شده است ضخامت کل حاصله معمولاً ضعیف (بین 10تا 20 سانتی متر ) است.

یکی دیگر از انواع پوششهای فلزی متداول دال ارتوتروپ است این پوشش از یک صفحه فلزی که در جهت عمودی بوسیله ورقهای ساده یا جعبه ای تقویت شده تشکیل یافته است، صفحه فلزی نقش بال فوقانی تیرها رابه عهده داشته و ضمن شرکت در مقاومت خمشی بارهای موضعی حاصل از چرخ وسائل نقلیه رانیز تحمل می کند.
ضخامت آن معمولاً حدود 12 میلی متر (برای جان جعبه ای )تا 14 میلی متر(برای جان ساده)میباشد. دال ارتوتروپ در مجموع روی اجزاء اصلی پل (تیرهای طولی و عرضی )تکیه نموده است.


طبقه بندی پلهای فلزی:

پلهای فلزی را می توان با توجه به نوع سیستم باربر به شرح زیرطبقه بندی نمود:

- پل باتیرهای حمال
- پل قوسی
- پل با کابلهای باربر
- پل با تیرهای حمال

این پلها از متداول ترین انواع مورد استفاده برای دهانه های متوسط (تا250 متر)می باشند. تیرهای حمال معمولا به صورت شبکه های فلزی مقاطع جعبه ای یا تیرهای مرکب تو پر ساخته شده و تغییر شکل بسیار محدودی خواهند داشت. شبکه های فلزی معمولآ سبک بوده اما با توجه به خصوصیات ظاهری آنها ،کمتر در مناطق شهری مورد استفاده قرار می گیرند.در حالت کلی این پلها را نیز می توان به شرح زیر تفکیک نمود:

پل با تیرهای حمال جانبی :

در این حالت تیرهای حمال جانبی معمولآ از شبکه های فلزی تشکیل شده و اجزاء اصلی باربر تابلیه می باشند. در شرایطی که عرض پل محدود باشد ( کمتر از14 متر ) می توان از این سیستم استفاده نمود.

پل با تیر های حمال تحتانی:
در این حالت تیرهای حمال عموما از نوع تیرهای مرکب با جان تو پر ( که از چند ورق فلز با اتصال پیج پرچ یا جوش تشکیل شده اند ) می باشند. تیرهای حمال با ارتفاع ثابت یا متغیر ساخته شده و در نتیجه ضمن حصول منظره مناسب صرفه جوئی مهمی نیز در مصرف مصالح خواهد شد. همچنین در بعضی شرایط می توان سبستم متشکل از تیرها یا حمال تحتانی را با یک مقطع جعبه ای جایگزین نمود.

پل قوسی
پل قوسی، پلی است با تکیه گاه های انتهائی در هر طرف، که شکلی نیم دایره مانند دارد. پلی که از رشته ای از قوسها تشکیل شده باشد، پل دره ای نامیده می شود. پل قوسی ابتدا توسط یونانی ها و از سنگ ساخته شد. بعدها، رومیان باستان از ملات در پل های قوسی خود استفاده کردند.

با توجه به اصول مقاومت مصالح، شعاع قوس وابعاد این پلها را طوری انتخاب می کنند که بارهای قائم وارده تبدیل به یک نیروی فشاری در امتداد قوس شود. بنا براین در مناطقی با کیفیت خاک مناسب،می توان دهانه های بزرگ ( تا حدود500متر) را با پلهای قوسی طی نمود.

پل ترکه ای:
در این پلها، تابلیه به صورت یک صفحه صلب از یک طرف روی پایه های کناری (کوله ها) و دو پایه بلند میانی و از طرف دیگر به طور الاستیک روی کابلهای مورب تکیه نموده است. این کابلها در تمام طول پل گسترش می بابند بار وارده را به پایه های بلند میانی منتقل می نمایند. کابلهای ذکر شده را می توان در دو صفحه قائم و به طور موازی در دو طرف تابلیه قرار داده و یا در جهت عرضی نیز به طور مورب و در امتداد محورطولی پل به پایه میانی متصل نمود.

همچنین در بعضی شرایط می توان از یک مجموعه کابل که در امتداد محور طولی پل قرار می گیرند استفاده نمود.

پایه های میانی پل به شکل I ، A یا H طرح شده و معمولآ از فولاد یا بتن مسلح می باشد،پلهای ترکه ای به تعداد زیاد و تا دهانه 500 متر ساخته شده اند.

پل معلق:
در این پلها نیز تابلیه به صورت یک صفحه صلب روی پایه های کناری و میانی تکیه نموده است .


نگهداری پل
با توجه به مخارج سنگین انجام شده برای اجرای ابنیه بتنی،مسئله نگهداری دقیق این سازه ها در برابر آب و باد دو یخبندان از اهمیت خاصی بر خوردار است.
در مناطقی که بستر رودخانه سست بوده و در اثر طغیان آب امکان شسته شدن داشته باشد باید وضعیت آن را در اطراف پل بعد از طغیانهای مختلف مورد برسی قرار داد تا با تدابیر مختلف از خالی شدن خاک اطراف پی ها و در نتیجه تخریب پایه ها جلوگیری شود. لایه عایق کاری و آسفالت کف جاده باید طوری انجام شود که از نفوذ و باقی ماندن آب در جسم پل جلوگیری شود.

بعد از پایان ساختمان پل و قبل از تحت سرویس قرار گرفتن، المانهای مختلف آنرا باید به دقت مورد بازدید قرار داد تا مشخص شود تحت بارهای دائمی و دستگاههای ساخت،تغییر شکل ها وترک های پیش بینی نشده در آن ایجاد نشده باشد، همچنین بعد از آزمون بارگذاری که تحت شدیدترین بارگذاری ممکنه در طول دوره سرویس قرار می گیرد، باید کلیه تغییر شکلهای ایجاد شده و فلش مقاطع بحرانی، ترک های احتمالی، نشست پایه ها، تغییر فرم دستگاههای تکیه گاهی و اتصالات مختلف به دقت مورد برسی قرار گیرند.

در طول دوره بهره برداری نیز در زمانهای مشخص باید قسمتهای مختلف پل مورد بازدید قرار گیرند به عنوان مثال:در پلهای فلزی که احتمال از بین رفتن اتصالات پیچ و جوش، زنگ زدن المانها و خوردگی آنها و بروز نا پایداریهای الاسیتک موجود است. این بازدیدها باید به طور مداوم و حداقل هر پنج سال یکبار انجام شده و برای جلو گیری از تخریب قطعات، آنها را با مواد مناسب پوشانید. همجنین در مورد پلهای بتن پیش تنیده شده وضع دستگاههای مهارتی و کشش کابلها مورد بررسی قرار گرفته و با انجام عمل تزریق به نحو مناسب، از زنگ زدگی کابلها جلوگیری به عملآید.

از عبور سربارهای غیر مجاز که در طرح و محاسبه قطعات پل در نظر گرفته نشده اند، اکیدا جلوگیری شود.


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

درز انبساط و درز انقطاع

برای جلوگیری از خرابیهای ناشی از انبساط و انقباض ساختمان بر اثر تغییر درجه حرارت محیط خارج یا جلوگیری از انتقال بار ساختمان قدیمی مجاور ...
درز انبساط :
برای جلوگیری از خرابیهای ناشی از انبساط و انقباض ساختمان بر اثر تغییر درجه حرارت محیط خارج یا جلوگیری از انتقال بار ساختمان قدیمی مجاور به ساختمانی كه جدید احداث می شود، همچنین در مواردی كه ساختمان بزرگ است و از چند بلوك متصل به هم تشكیل می شود، باید به كار بردن درز انبساط در محل مناسب پیش بینی شود .

حداقل فاصله ای از ساختمان با اجزای ساختمانی كه باید در آن درز انبساط پیش بینی شود، بهنوع ساختمان، تعداد طبقات، مصالح مصرفی و آب و هوای محل احداث بستگی دارد ؛ بنابراین باید با مطالعه كافی محل اندازه آن را مهندس طراح تعیین كند. در كلیه ساختمانهای فلزی كه طول آنها بیشتر از 50 متر باشد، باید در طول ساختمان درز انبساط پیش بینی كرد.

این طول مربوط به ساختمانهای فلزی و بدون پوشش محافظ است كه نباید از 50 متر و یا در ساختمانهایی با پوشش محافظ و در حالات خاص نباید از یكصد متر تجاوز كند. برای پوشاندن و پر كردن فواصل درز انبساط از مواردی استفاده می كنند كه قابلیت ارتجاعی داشته باشد . باید دقت شود كه فاصله درز انبساط به هیچ وجه با مصالح بنایی یا ملات پر نگردد. اگر در هنگام استقرار اسكلت فلزی، ستونهایی كه در مجاورت یك درز انبساط قرار دارند، به طور موقت به وسیله قطعات فلزی متصل شده اند، پس از استقرار، باید این اتصالات بریده شوند تا ساختمان در محل درز انبساط به كلی از قسمت مجاور خود جدا باشد.

درز انقطاع :
برای جلوگیری از خسارت و كاهش خرابی ناشی از ضزبه ساختمانهای مجاور به یكدیگر، بویژه در زمان وقوع زلزله، ساختمانهایی كه دارای ارتفاع بیش از 12 متر یا دارای بیش از 4 طبقه هستند، باید به وسیله درز انقطاع از ساختمانهای مجاور جدا شوند ؛ همچنین حداقل درز انقطاع در تراز هر طبقه برابر 100/1 ارتفاع آن تراز از روی شالوده است . این فاصله را می توان در محلهای لازم با مصالح كم مقاومت كه در هنگام زلزله در اثر برخورد دو ساختمان به آسانی مصالح مزبور خرد می شوند، پر كرد.


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

کودک ومعماری
کودک، خلاقیت و معماری…


از آنجا که پرورش خلاقیت باید از کودکی انجام گیرد تا درآینده افراد خلاقی برای جامعه باشند، باید عواملی که در افزایش قدرت خلاقیت موثر است را بررسی کردو در جهت تحقق آن گام برداشت .خلاقیت یک نیروی ذاتی است که در همه افراد وجود دارد و راههای بیشماری برای پرورش آن وجود دارد آنچه مسلم است اینکه فضا در کیفیت آموزش و پرورش و بروز خلاقیت ونقش بسیار مهمی‌ایفا می‌کند. اما ساخت و سازهای معماری مختص به این امر، بسیار کمرنگ است.و واقعیت امر این است که فضاهای آموزشی کودکان ما بیشتر، باعث از بین رفتن خلاقیت آنها می‌شود. فضاهای کوچک و شلوغ و بی‌رنگ.... و مانع ذوق وشوق کودک برای ورود به آنها می‌شود .در این مقاله در ابتدا به طور خلاصه به تعریف خلاقیت و عواملی که در شکوفایی قدرت خلاقیت تاثیر گذار است پرداخته‌شده و در پایان با بررسی علایق و نیازهای کودکان به معیارهایی برای معماری فضاهای متناسب با سنین مختلف رسیده شده.

شکوفایی خلاقیت و نوآوری از مباحث مهم و با اهمیت دنیای امروز است. و پیشرفت و توسعه کشورها به این عامل نیز بستگی دارد دنیای امروز مشابه میدان ستیزی است که خلاقیت و نو آوری می‌تواند عامل برد باشد، بنابراین باید کوشش کرد که در جهت پرورش خلاقیت ذهنی کودکان و نوجوانان کشورمان گام برداریم و به عواملی که در این راستا موثر هستند توجه کنیم و مبانی آموزش و پرورش خلاقیت را در سطح جامعه ترویج دهیم. از آنجا که تقویت خلاقیت در دوران کودکی در تمام مدت عمر شخص موثر است باید آنرا بسیار مهم دانست گارد نر معتقد است که تصور و تخیلی که در اوایل دوران کودکی شکل می‌گیرد و مبنای خلاقیت در دوران بلوغ است و در این راستا پژوهشهای بسیاری انجام شده که با بررسی و مطالعه آنها سعی می‌کنیم در این مقاله به سوالات زیر پاسخ دهیم.

خلاقیت چیست؟ هوش و خلاقیت چه رابطه ای با هم دارند؟
آیا خلاقیت را می‌توان با آموزش و پرورش ارتباط داد؟
3-فضاها تا چه اندازه در بروز خلاقیت موثر هستند؟

خلاقیت چیست؟
ارائه تعریف دقیقی از خلاقیت کار دشواری است و هنوز تعریف جامعی که مورد قبول اکثریت باشد ارائه نشده محققان و روانشناسان به جای ارائه تعریف جامعی از خلاقیت بیشتر به بررسی ویژگیهای افراد خلاق پرداخته اند. آنچه مهم دانسته شده این است که ما به کودکانمان نه تنها مهارتهای لازم برای خلاق بودن را می‌آموزیم، بلکه ارزشهایی را که برای استفاده از آن خلاقیت در جهت مثبت نیاز دارند نیز یاد می‌دهیم لزوما کارهای خلاق نیاز به استعدادهای خارق العاده ندارد و کار وگفتاری خلاقانه است که حداقل دو شراط زیر را دارا باشند.
1-با کارهایی که کودک قبلا انجام داده و چیزهای که دیده وشنیده متفاوت باشد (تازگی)
2- صحیح بودن و در جهت رسیدن به یک هدف مفید باشد و جذاب و معنی دار باشد (متناسب)

هوش و خلاقیت
گیلفورد با تحقیقات فراوان به این نتیجه رسید که توانایی های فکری انسان را نمی‌توان در یک بعد خلاصه کرد و آن را هوش نامید به نظر او برخی از خصیصه های فکری انسان مستقیما درظهور خلاقیت موثر است. روانی جریان فکرو انعطاف پذیری قوای فکری از این خصیصه ها هستند که تشکیل تفکر واگرا می‌دهند. تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه. البته تنها هنگامی‌که تفکر واگرا به نتیجه مثبت و ثمر بخش منتهی می‌شود، خلاقیت نام دارد.
گیلفورد معتقد است که خلاقیت یعنی استعداد واگرا، ارائه راه حلهای جدید و و منحصربه فرد اما دراین مسیر تفکر همگرا هم موثر است و نباید از ترویج تفکر همگرا غافل شویم. جایی که تفکر واگرا پرورش داده می‌شود تفکر همگرا نیز پرورش می‌یابد. بسیاری از افراد موفق اجتماع از هوش خوبی برخوردارند ولی از تفکر و اگرا و خلاقیت بهره نبرده اند. اما کسانی که خلاق هستند اگر بسیار تیز هوش نباشند، از هوش خوبی برخوردار هستند. برخی از پژوهشگران بر این اعتقاد هستند که میزان معینی از هوش برای ظهور خلاقیت لازم است ولی بعد از این میزان که همان آستانه خلاقیت است. رشد و ظهور خلاقیت بستگی به عواملی به جز هوش دارد که از مهترین آنها می‌توان ساخت شخصیت فرد و وضیعت محیطی و اجتماعی و فضایی که کودک در آن پرورش می‌یابد نام برد.
آموزش وپرورش خلاقیت :
پژوهشهای انجام شده نشان می‌دهدکه استعداد خلاقیت با شدت و ضعف در همه افراد وجود دارد و می‌توان آنرا آموزش وپرورش داد بسیاری از پژوهشگران معتقدند که بخش چپ مغز مسئوول فعالیتهای ذهنی ای است که در حیطه تفکر همگرا است مانند حفظ کردن و بخش راست مغز فعالیتهایی که در حیطه تفکر واگرا است را سازماندهی می‌کند. متاسفانه سیستم آموزشی ما بیشتر از بخش چپ مغز استفاده می‌کند و مانع پیشرفت خلاقیت کودکان می‌شوند. مربیان باید با ارائه مسائل و فعالیتهایی که بیش از یک راه حل داشته باشد، با شکستن چهار چوب های قدیم و سنتی، کودکان را وادار به نواندیشی کنند. آنها را در معرض سوالات باز بگذارند و ازآنها بخواهند اشیا و امور نیمه تمام را تکمیل کنند.
و...
یکی از ویژگیهای افراد خلاق، استقلال شخصیت و اعتماد به نفس است. که با تقویت این خصوصیات در کودکان آنها می‌توانند فکرهای جدید و نو ارائه دهند و از تمسخر دیگران هراسی نداشته باشند.
همانطور که گفته شد نقش فضا و محیط را نیز نباید نادیده گرفت. باید فضاهایی را به وجود آوریم که به تحریک خلاقیت کودکان بپردازد و حس کنجکاوی آنها را بر انگیزد. آنان به محیطی شور انگیز و مشوق نیاز دارند که انگیزه لازم را برای ارائه بهترین تلاش در آنان ایجاد کند محیط های بی روح و کسل کننده و یکنواخت مانع رشد خلاقیت کودکان است.
معماران باید در طراحی ساختمانهای کودکان فضاهایی برای نقاشی کشیدن اجرای تئاتر و موسیقی، تماشای فیلم، قصه گویی و کارگاههای ساخت وساز در نظر بگیرند. همچنین فضاهایی برای بازی کردن بصورت سر باز و سرپوشیده زیرا که بازی یکی از عوامل مهم در شکوفایی خلاقیت است. باید کودکان تشویق شوند درحین بازی به تجربه مستقیم، مشاهده و تفکر بپردازند.
پرورش خلاقیت باید ازهمان سالهای نخست کودکی آغاز شود تا تدریجاً شکل گیرد و رشد یابد زیرا اوج خلاقیت تاسنین 7-6 سالگی است. پس باید از محدود کردن کودک در این دوران خودداری کنیم.
چگونه می‌توان فضایی مناسب برای کودکان طراحی کرد:
یکی از منابع مهم الهام برای معماری کودکان شناخت رفتار و واکنش های کودکان است. کودک برای رشد، قبل هر چیز به ارضای عاطفی واحساس پیوند با محیط فیزیکی و اجتماعی خود نیازمند است. بنابراین مشخصه محیط مناسب، وجود محرک ها و انگیزه های لازم ومنطبق با هر مرحله رشد کودک است. مسئله مهم دیگر وضوح و خوانایی محیط برای کودک است محیطی که به
سهولت درک شود. معماران باید فارغ از محدودیت های طرح ها و نقشه های شهر سازی تخیلات کودکی را در ذهن ایجاد کرده وراههای به نمایش گذاشتن این تصورات و تخیلات را پیدا کنند.
رهیافتهای طراحی برای کودکان :
با توجه به علایق کودکان باید نکات زیر را در نظر بگیریم.
1-کودکان فضاهای بزرگ را برای فعالیتهای پر تحرک و فضای کوچک را برای خلوت گزینی دوست دارند.
2-طبیعت ( خورشید،آب، آتش، گیاهان، حیوانات) را دوست دارند و به کشف قوانین طبیعی تمایل دارند.
3-فضاهایی برای بازی تخیلی نیاز دارندکه از این طریق می‌توان باعث رشد اجتماعی آنها شد
4- بهتر است مقیاس عناصری مانند درها، پنجره ها و پله ها و.... را متناسب با ابعاد بدن آنها طراحی کنیم که احساس استقلال در انجام کارهایشان را داشته باشند.
5-زمین های بازی ماجرا جویانه برای طبیعت کنجکاو و فعال کودکان لازم است زیرا که انها به تخریب کردن و ساختن علاقه دارند.
6-ایجاد فضاهایی که بتوانند روی در و دیوار و کف آن نقاشی کنند.
7-بهتر است فضای خارجی برای موسیقی آنها در نظر گرفت که لوازم موسیقی به عنوان بخشی از طراحی در آن باشد مانند سنج، زنگ و سطوحی که با ضربه چکش و توپ صدا ایجا د کند.
8- با در نظر گرفتن مکانهایی برای نگهداری حیوانات اهلی می‌توانند ملایم بودن، مشارکت و مراقبت کردن را از طریق تماس با آنها فرا گیرند.
دریافت حسی و هوشی فضای معماری :
فضا و ساختمان باید با روحیه کودکان و نوجوانان رابطه خطی، رنگی و شکلی داشته باشند. معماری برای سنین مختلف کودکان خصوصیات متفاوت دارد. معماری برای کودکان 1تا3 ساله باید آسان، سهل بدون ریزه کاری باشد تا کودک سریع وضعیت فضا را درک کند و پرسپکتیوها و نور پردازیهای ساده داشته باشند و از تضادهای رنگی پرهیز کرد.
معماری برای کودکان 4تا6 ساله باید درعین واقع گرایی، خیال انگیز باشد. از تضاد و تناقص به صورت محدود و مختصر می‌توان استفاده کرد . فرم ها باید ساده اما نه به سادگی محدودۀ قبل باشد. باید از رنگهای ملایم و لغزنده، شاد و سبک استفاده شوند نه از رنگهای با چگالی زیاد و ضخیم. قواعد برای کودکان 7تا9 ساله کمی‌متفاوت است آنها درک عمیق تر و ژرف تر نسبت به فضا دارند مدرسه امکانات جدیدی را دراین راه فراهم می‌سازد. کودک در ابتدا به واقع بینی اداراکی می‌رسد یعنی چیزهایی را می‌کشد که میداند درشیء مورد نظر وجود دارد. و در سن 8تا9 سالگی به واقع گرایی بصری می‌رسد او متوجه می‌شود که واقعیت اشیاء با تصویر ظاهری آنها فرق دارند. در این سن می‌توانند پرسپکیتو را درک کنند.برای این سنین رنگها را می‌توان عمیق تر کرد و تعداد و انواع آنها را توسعه داد.
طراحی برای کودکان 10-12 ساله که در آخرین مرحله کودکی قرار دارند. کمی‌سخت است زیرا او لحظه ای خود را بزرگ می‌داند و لحظه ای کودک البته معمار باید توجه کند که مخاطب او هنوز کودک است و معماری تفکر انگیز و الهام بخش داشته باشد و فضاهایی را با استفاده از تمهیدات بصری وهویتی معمارانه در آنها ایجاد تفکرو تخیل می‌کند خلق کند. فضاها می‌تواند رنگهای جدی تر و بصورت تک رنگ داشته باشند البته بدون رنگ های تیره و فضاها باید القاء کننده نوعی حرکت جنبش، پرواز و زندگی باشد، پویا باشد و مخیله را به اوج های جدیدی برساند.

روزگارا:
تو اگر سخت به من میگیری،
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

گامی فراتر از معماری سبز

در زمانه ای که معمارانی چون رم کولهاوس، فرانک گهری ، زاها حدید و هرزوگ و دمورن برای طراحی موزه ها ، سالن های کنسرت و دیگر ساختمان های فرهنگی ـ بهترین پروژه های جهان ـ از قاره ای به قاره دیگر دعوت میشوند ، معمارانی در آرامش دفاتر خود به مسایل عمیق تری در معماری می اندیشند . اعطای جایزه پریتزکر به دو معمار ژاپنی به نامهای کازویو سجیما و ریو نیشیزاوا که در سال 1995 گروه سانا را راه اندازی کردند ، حاکی از شکل گیری نگرشی نو بر معماری است . نگاهی که علاوه بر جذابیت های فرمی و خلاقیت های حجمی و عملکرد سیستماتیک به دنبال گمشده دیگری است . از بیانیه هییت داوران جایزه پریتزکر چنین می نماید که سانا در دستیابی به این حلقه گمشده بسیار خوب عمل کرده است .
پس از ایجاد تحولات زیست ـ اقلیمی ، بسیاری از طراحان خواسته یا نا خواسته به سوی معماری همگام با طبیعت حرکت نمودند ایجاد نگرش های نوینی چون اکو تک آغاز این حرکت را نشان میداد ، لیکن تمامی پروژه هایی از این دست به معماری اقلیمی با کمترین حد مصرف انرژی یا استفاده از انرژی های طبیعی خلاصه میشوند . حال آنکه گروه سانا علاوه بر دستیابی به حد بالایی از بهبود مصرف انرژی و استفاده از منابع پایدار انرژی طبیعی ، به لایه های عمیق تری از معماری سبز می اندیشد . سانا به ایجاد روابط انسانی و امکان ایجاد صمیمیت بین کاربران معماری خود می اندیشد ، کیفیتی که هییت داوران پروژه مرکز آموزش لوزان سوییس آنرا به عنوان " ایجاد فضای عمومی صمیمی " و داوران موزه لوور جدید از آن به " امکان ایجاد درکی فراتر از آثار به نسبت موزه های سنتی " یاد میکنند و به دلیل وجود این کیفیت فضایی سانا را برنده مسابقه اعلام میکنند .
فضای عمومی در اکثر پروژه های معماران فضایی خشک و محصور در دیوار هایی با پنجره های کوچک و با مقیاس غیر انسانی تصویر میشود اما سانا تمامی این ذهنیت ها را در هم میشکند ، آنان به دنبال فضایی با مقیاس شدیدا انسانی و به لحاظ فرمی مرتبط با ذهنیت محلی از محیط پیرامون خود هستند . فرم هایی که علاوه بر پیوستگی درونی با محیط بر ایجاد پیوستگی روحی بین کاربران و معماری و همچنین کاربران با هم تاکید دارد . سانا بر لحظه های گوناگونی چون ورود ، رویارویی ، حضور ، بازکشف و پذیرش تمرکز دارد، لیکن چون سوپر استار های معماری حس فضا را به مسلخ سبک شخصی خود نمی کشد بلکه چونان بر عناصر معماری مسلط است که در هر جا هستی معماری خود را از درون شرایط محیط پیرامونی آن بازخلق می نماید .این بدان معناست که هر فضا – مکان راهی برای بودن و هستی دارد که تنها بر پایه برنامه فیزیکی آن شکل نمی یابد. همچنان که هایدگر اشاره می نماید ، فضا یک پیوستار ریاضی انتزاعی نیست بلکه نشانگر نسبت ارتباطی کیفی میان مکان های متعین و موجود است .
کیفیتی از فضا که سانا در پروژه های خود آنرا تعقیب مینماید بر اساس پذیرش محیط طبیعی به عنوان بخشی از پروژه و تلاش برای فراهم آوردن مجالی بر همکنش میان آن و فضای طراحی شده شکل می یابد . این کنش متقابل در هر مکان بارزه های خاص خود را می یابد همچنان که در موزه هنر مدرن نیویورک پوسته ای بسته و غیر شفاف تمرکز کاربران را بر آثار تقویت میبخشد و در موزه لوور جدید بدنه ای کاملا شفاف امکان ایجاد پس زمینه ای سبز را در پشت آثار فراهم میکند که بر درک سنتی از اثری که پیش از این در لوورقدیم دیده شده، می افزاید .
همان طور که کازیو سیجیما میگوید آنان قبل از شروع طراحی هیچ دیدی نسبت آنچه طراحی خواهد شد ندارند آنان عناصر محیطی ـ اقلیمی و فرهنگی محیط طرح را بررسی میکنند و نیرو های درونی سایت و محیط اجتماعی پروژه به آرامی طرح را شکل میدهد . نیشیزاوا دیگر عضو گروه سانا بر این تاکید دارد که گاه ما تنها تماشا گر تغیراتی که پروژه را از درون شکل میدهد ، هستیم . این به معنی درک ظرافت کنش میان محیط و معماری و تلاش برای ایجاد تعادل میان آنهاست .تلاشی که ریشه در آیین ذن ژاپنی دارد و جهان آرمانی خود را در تعادلی فعال میان عناصر میبیند . بر اساس آیین ذن عبادت کننده مراسم خاصی را هر روزه به جا نمی آورد بلکه کارهای روزمره خود را با دید و نگرشی عمیق تر به انجام میرساند و خود را غرق در آن عمل میکند چنان که در لحظه ای خود او هیچ و آن عمل همه چیز می شود . این گزاره در تمامی آثار سانا به چشم میخورد معمار با کوله باری از اندوخته ها و پیش شناخت های قبلی یا شهوت به نمایش در آوردن قدرت تخیل خود به طراحی نمی پردازد بلکه طراحی را چون عملی روزمره جهت ایجاد نمونه ای از ایجاد تعادل آرمانی به کار میبندد . به همین دلیل تکرار فرمی کالاتراوا یا اغراق بصری گهری را در کارهای سانا نمیبینیم . معماری سانا تا سر حد امکان ساده و در عین حال نا متعارف است. آنها رمپ های پیوند دهنده فضا های درونی و فوق شفاف را ارایه میکنند که هدف اصلی آن ایجاد ارتباط کاربران با یکدیگرو به دنبال آن کشف راه های متنوعی برای استفاده از فضا و ایجاد تعاملی پویا میان کاربران است .
به نظر میرسد که سانا از حدود معماری اقلیمی پا را فراتر نهاده و به سوی معماری سبز با رویکردی اجتماعی به پیش میرود در عین حال از دیگر معماران سبزـ اجتماعی نیز گامی فراتر است چرا که این قبیل معماران برای ایجاد دریافت اجتماعی هنوز بر نگره های پست مدرنیستی و ایجاد دریافت سنتی از فضای مدرن تاکید دارند ولی سانا با جسارت و ظرافت بر نگره های سنتی می تازد ، مخزن کتاب محبوس میان دیواره های بتنی کتابخانه ها را در پروژه مرکز آموزش رولکس کاملا شفاف ساخته و دیواره های کلاسیک کلاسها را از میان بر میدارد تا فضای آموزش کلاسیک را بدل به آگورایی جهت تبادل نظر کند . کازیو سیجیما میگوید من مخالف این ایده هستم که کلاس فضایی برای یادگیری و راهرو فضای استراحت است چه بسا در هنگام قهوه نوشیدن تبادل اطلاعات راحت تر انجام شود . همچنین در پروژه موزه لوور جدید تمامی انگاره ها از دیواره موزه کلاسیک را به هم ریخته و با ایجاد دیواره ای شیشه ای بستر درک جدیدی از اشیاء موزه را فراهم میکند نگاهی که هیچ یک از معماران دیگر شرکت کننده در مسابقه جسارت بیان آنرا نداشتند ولی این بیان جسورانه در قالبی بسیار ساده خود را مینماید چند مکعب که با مفصل بندی ساده به یکدیگر راه می یابند و با مصالحی چون فلز سفید ، بتون و شیشه های شفاف و مات در نهایت سادگی بر بستر خود آرمیده است .
سانا رویکرد طراحی را تنها در ساخت فرمی فوق مدرن و پیچیده نمیبیند چه بسا واکنش بسیاری از مردم به چنین فرمی " عدم تعلق " است همچون فروشگاه های مارک بسیار گران قیمت که با طراحی های خود عملا جرات ورود را از عده ای سلب مینمایند . آنان به دنبال آشتی میان مردم و معماری فرا مدرن خود هستند .از این روی در پروژه مرکز آموزش رولکس با ایجاد رمپ گونه ای ــ علاوه بر ذوب نمودن دو فضاهای داخلی در هم ــ به ایجاد دروازه هایی برای پیوند حیاط مرکزی و محورهای شهری کوشیده اند . در واقع فضای زیرین رامپ های پروژه (تصویر شماره 3) گسترش فضای شهری به درون پروژه محسوب میشود جایی که کاربران بدون دغدغه امکان حضور و مواجهه با معماری را مییابند .این فضا امتداد گشتالت فضای شهری است که نقش لابی عمومی مرکز آموزش را ایفا میکند جایی که در آن تعامل میان کاربران شکل میگیرد . شاید به همین دلایل است که روزنامه گاردین گروه سانا را چنین می خواند "یکی از استادان جدید هزاره جدید".


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

نقش رنگ در معماری

نقش رنگ در معماری
رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنين کلمات سخن ميگويند...
از نهان سبز جنگل ها,از راز آبي آسمان و درياها,از شفافيت و زلالي قطرات باران و از پاکي سفيد برف;بلي رنگها از روح آدمي و دنياي پر رمز و راز انسان سخن ميگويند و رنگهايي که انسانها بدان مي پوشند و مي نگارند و نقش ميزنند نيز حکايت از گوشه اي ديگر از درون ايشان دارد.
غايت و هدف همه مجاهدت هاي هنري بيرون کشيدن و استخلاص ماهيت و سرشت معنوي فرم و رنگ و آزادي آنها از زندان دنياي مادي است.از چنين آرزو و سودايي است که هنر غير مادي نشات ميگيرد.دنيائي که امروز در آن زندگي ميکنيم , به دنياي انسان در سالهاي گذشته , شباهتي ندارد.دنياي ما با ابداع و خلاقيت شکل گرفته است.ما بناهائي ميسازيم که محتواي آنها در عملکرد آنها نهفته است;در عين حال بناها سمبول افکار و عقايد نيستند ; بلکه تجسم افکاري هدف دار هستند.
با گذشت زمان فکر انسان به اسرار پديده هاي طبيعت چون رنگين کمان , رعد و برق , جاذبه و امثال آن پي برده است , با وجود اين , پديده ها هنوز هم در اسرار باقي مانده اند; رعد و برق ما مي ترساند.ولي رنگهاي رنگين کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند.رنگین کمان سمبل صلح است.فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبائی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند.رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند , ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقه مندان واقعی آشکار می سازد.رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند , رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.
گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می کندو عملکردش چنان است که به شکلی نا خود آگاه و اجتناب ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می کند که با پیوستن به حلقه رنگها , ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل , احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون مایه ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند بعنوان پایه ای برای کمپوزیسیون ( یا آفرینش هنری )به خدمت گرفته شود.
رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.پدیده های بصری , معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند.وقتی که موضوعی در نظر مشترک گرفته شد , طرح باید از این موضوع اولیه و حاکم بر کار , پیروی نماید.
اگر رنگ مهمترین وسیله بیان حالت و مفهوم باشد , ترکیب رنگ باید از سطوح رنگ شوع شود و این سطوح , خطوط را مشخص خواهند کرد.کسی که اول خطوط را رسم می کند و بعد رنگ را بدان می افزاید , هرگز نخواهد توانست یک اثر رنگی خوب و واضح به تصویر بکشد.رنگها , ابعاد و جهات مخصوص به خود را دارند و سطوح را به شیوه خود , ترسیم می کنند.
شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ حرارت را می توان تشخیص داد.به هر حال تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد , ۵ تا ۷ درجه اختلاف حرارت یا بودت از طریق ذهنی احساس می شود.به عبارت دیگر , کسانی که در آتلیه سبز هستند , در ۱۵ درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند , اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا ۱۳-۱۱ درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند.حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.
این تاثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق الهاده زیبا استفاده کرد.مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است , همیشه از لحاظ رنگ سرد تر بنظر می رسند , زیرا که در عمق هوا قرار دارند.پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.
شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند,یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.
سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.
تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود. مطالعه پیرامون احساس رنگ دقیقآ با اثرات رنگ در طبیعت آغاز می شود بدین معنی که تاثیر حسی حاصله از اشیاء رنگین روی حس بینائی خود را بررسی می کنیم.
امروزه پیشرفت در صنعت شیمی رنگ , سبک و عکاسی رنگی , میزان علاقه عمومی به رنگ را افزایش داده است.ولی این علاقه موقتی به رنگ تقریبآ سراپا بصری و دارای ویژگی های مادی است و با دید معنوی و احساس بررسی نمی شود.
این نوعی به بازی گرفتن سطحی و صوری نیروهای ماوراء طبیعت است و همچنین فقدان جهت گیری و برنامه ریزی در مورد لزوم آشنائی با اتود های طبیعت نقصی است که در مدارس هنر قابل بررسی است.اتودهای طبیعت در هنر نمی بایست کاری تقلیدی برگرفته از تاثیرات تصادفی باشد.بلکه باید تحلیلی و تحقیقی بوده و فرم ها و رنگ ها را که مختصات راستین هستند , ابداع نمایند.چنین اتود هائی تقلیدی نیستند بلکه تفسیرگرند.اگر بخواهیم این تفسیر بجا و شایسته باشد , باید پیش از آن , مشاهده دقیق و تفکر صحیح انجام شود.
مبحث رنگ یکی از مهمترین عناصر موثر در هر نوع طراحی است. هنگامی که به یک جسم می نگریم در نگاه اول رنگ ان به چشم می اید و بعد و فرم ان و سپس بافت جسم را تشخیص می دهیم. همچنین رنگ مانایی بیشتری بر حافظه دارد چنانکه جسمی که به سرعت از کنار ما عبور میکند ممکن است فرم و بافت ان به خاطر فرد نماند اما رنگ ان معمولا در خاطر میماند.
پس لازم است بطور خلاصه به این مبحث بپردازیم و با تسلط کامل به مبحث رنگ و شناخت نحوه استفاده از انان به طراحی بک محوطه اقدام کنیم.
"رنگ حاصل بازتاب فیزیکی نور از سطح اشیاست که توسط چشم دریافت می شودو تاثیرات حسی گوناگونی را در افراد به وجود می اورد . چنانچه رنگهای روشن و پررنگ ،نشاط اور ،سرزنده و روح بخش هستند ،اما رنگهای تیره و کم رنگ ،عاری از نشاط ،سرزندگی و روح بخشی قلمداد می شوند
" رنگ یکی از از خاصیتهای نور است . ادراک رنگ ،نتیجه نور تابیده شده ،تغییرات در ان ، ویژگی های جذب کنندگی ،انعکاسی و انتقالی سطح ،رابطه سطح با رنگهای اطراف ان و ویژگیهای چشم می باشد.
رنگ در برانگیختن احساسات بیننده ،یعنی واکنش های ذهنی او موثر است. رنگ توانایی زیاد و منحصر به فردی در تهییج ،مضطرب ساختن و ارامش بخشیدن به بیننده دارد . رنگ می تواند احساس دلهره ،نگرانی یا بی خیالی را به بیننده منتقل سازد. توانایی کنترل رنگ برای برانگیختن احساسات و رفتارهای مناسب از سوی بیننده برای ایجاد موثر فضای خارجی بسیاری اهمیت دارد.
فضاها و عناصر موجود درانها دارای مفاهیم ذاتی هستند. میزان انتقال این مفاهیم به بیننده بستگی به میزان اگاهی بیننده از فضا و عناصر ان دارد . رنگ در به نمایش در اوردن ،تعادل و پنهان کردن این عناصر و مفاهیم انها می تواند بسیار موثر باشد.

رنگهای گرم

درچرخه رنگها ، رنگهایی که احساس گرما را به انسان منتقل می کنند مانند قرمز ،نارنجی ،زرد و... به نام رنگهای گرم خوانده می شود. رنگهای گرم در طراحی جلو می ایند و قبل از رنگهای دیگر به چشم می خورند و نزدیک تر از فاصله حقیقیشان به نظر می رسند.
- استفاده از رنگهای گرم ، محیط را کوچکتر نشان می دهد.
رنگهای سرد
رنگهای ابی ،سبز،بنفش و ... نیز که احساس سرما را منتقل می کنندرنگهای سرد نامیده می شوند.رنگهای سرد در منظر عقب می نشیتنند و دورتر از فاصله حقیقیشان از چشم به نظر می ایند.
-استفاده از رنگهای سر د در هر نوع محوطه ،فضا را بزرگتر نشان می دهد.
نکته: با قرار دادن رنگهای سرد در پس زمینه و رنگ های گرم در پیش زمینه یک محیط در چشم بیننده بزرگتربزرگتر جلوه می کند. و برعکس این عمل برای کوچک نشان دادن یک محیط
دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.
پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاًنوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.
ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند.
رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه میکند,رنگها ایده آغازین وثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار میسازد.
همچنین کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ , جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.
رنگ های نارنجی و آبی,رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگها,رنگ خاکستری بوجود می آورد.وقتی ناظر در این مکان قرار میگیرد,نورهای متفاوتی دریافت خواهد کرد که این نورها متناوباًبا نارنجی و آبی است و دیوارها این رنگها را با زوایای دائماًمتغیرانعکاس میدهد.این تاثیر متقابل احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.
رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.
سطوح رنگ باید شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت آن (رنگ)کسب کند نه اینکه با خطوط از پیش معین شده باشد.
همچنین,شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند.
یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.
مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.
مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.
دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکندو حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.
تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

رنگ در معماری

در واقعيت، رنگ وجود ندارد! از نظر علم فيزيك چيزي وجود دارد كه داراي جسم و يا ماده باشد و بتوان به آن شكل داد و آن را لمس كرد. شيء رنگي را مي توان لمس كرد و يا به آن شكل داد؛ اما اين خود آن شيء است كه موجوديت خارجي دارد نه رنگ آن. رنگ تنها ظاهر دارد، چيزي كه به صورت لحظه اي ديدهمي شود
رنگ بازتابی از نور است که به شکل‌های متفاوتی در می‌آید و این بازتاب مجموعهٔ وسیعی را شامل می‌شود.اگر یک ناحیه باریک از طول موج‌های نور مرئی توسط ماده جذب شود رنگ بوجود می‌آید.
رنگ یکی از از خاصیتهای نور است.ادراک رنگ ،نتیجه نور تابیده شده ،تغییرات در آن،ویژگی های جذبکنندگی،انعکاسی و انتقالی سطح ،رابطه سطح با رنگهای اطراف ان و ویژگیهای چشم می باشد.

مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک ، فیزیولوژی و روانشناسی پیش می آورد. علم فیزیک ، توزیع انرژی طیفی نوری را که از یک سطح صادر و یا به وسیله ی آن منعکس می شود ، بررسی می کند ( شاخه ی خاصی از آن به مطالعه ی جنبه های شیمیایی رنگیزه ها و رنگینه ها ، در ارتباط با خواص رنگ ساز این مواد می پردازد ) . فیزیولوژی ، فرایند هایی را که در چشم و مغز به هنگام تحریک ناشی از تجربه ی رنگ اتفاق می افتد ، مورد مطالعه قرار می دهد . روانشناسی در مسائل آگاهی و ذهنیت نسبت به رنگ – همچون عنصری از تجربه ی بصری – بحث می کند.
*هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد بصری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و اشباع*
1.فام:
صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند .گفته می شود که تقریبا ً 150 فام متفاوت را می توان تشخیص داد ، ولی همه ی اینها به طور مساوی در طیف مرئی توزیع نشده اند ، زیرا چشم ما برای تفکیک فام ها در طول موج های بلند تر توانایی بیشتری دارد . بلند ترین طول موج ها در منطقه ی قرمز و کوتاه ترین طول موج ها در منطقه ی بنفش هستند . فام را می توان مشخص کننده ی اسم عام رنگ ها تعریف کرد .
2.درخشندگی(والوور):
دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند).معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد . در سلسله ی رنگی ، هر فام نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد (مثلا ً اگر بنفش روشن در کنار سبز زیتونی قرار گیرد) ، نوعی تکان بصری ایجاد می کند.
3.اشباع(پرمایگیفام):
سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .
اگر فام ها به هم آمیخته شوند ، رنگ های شکسته به دست می آیند . اختلاط فام های خالص با یکدیگر یا با رنگ های بیفام ، باعث تغییر در پرمایگی و درخشندگی شان می شوند . به طور کلی ، هر فام قابلیت ایجاد رنگ های متنوعی را در حوزه ی خود دارد که به آن تلوّن(واریاسیون) می گویند ( مثلا ً انواع صورتی ، اُخرایی وقهوه ای) ، تلوّن در فام قرمز هستند.
دسته بندی رنگ ها(1):
بیفام (سیاه ، سفید و خاکستری ها ) ، و فام دار (قرمز ، زرد ، سبز)
.1رنگ های اصلی و درجه اول:
قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ،رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند.
اگر به دایره رنگ بنگریم خواهیم دید که یک مثلث متساوی الضلاع به دست خواهیم آورد که رنگ قرمز در راس آن ، رنگ زرد در انتهای ضلع راست ورنگ آبی در انتهای ضلع چپ مثلث قرار می‌گیرد .
اگر سه رنگ با هم مخلوط شوند نتیجه کار رنگ خاکستری تیره فام دار (یا به قولی دیگر سیاه یا قهوه‌ای) است.
.2رنگ های درجه دوم:
فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند
در دابره رنگ متساوی الاضلاع معکوس، از سه رنگ نارنجی،‌زنگاریو بادمجانی وجود دارد، که در اولی قرمز و زرد، در دومی زرد و آبی و در سومی آبی و قرمز تقریبا به یک میزان جلوه می‌کند. این مثلث دوم معکوس را رنگهای درجه دوم می‌نامیم.
.3رنگ های درجه سوم:
فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی (پرتقالی)
نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین درچرخه ی رنگ ، نشان می دهند .
در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند.



دسته بندی رنگ ها(2):
رنگهاي خنثي سياه، سفيد، خاكستري، بژ، قهوه اي رنگهاي خنثي رنگهايي هستند كه در طيف رنگي وجود نداشته و از تركيب رنگهاي ديگر بوجود مي آيند و مي توانـنـد اثرات مـثـبت يا منفي داشته باشند. سفيد واقعا" يك رنگ نيست بلكه عدم حضور رنگ بشمار ميرود و نـشـانگر خلوص و پاكي است. از طرف ديگر مشكي نشانه قاطعيت، الزام و رسميت مي باشد.
رنگهاي گرم قرمز، نارنجي، زرد، سبز چمني، ارغواني رنگهاي گرم محرك سيستم عصبي بوده و احساسات را تشديد مي كنند. اين دسته از رنگها بوضوح قابل رويت بوده و موجب جلب توجه مي گردند.
رنگهاي سرد آبي، بنفش، فيروزه اي، سبز مايل به آبي، سبز رنگهاي سرد رنگهايي ملايم هستند كه اثراتي آرام بخش دارند. آبي روشن مي تواند نشانه صلح و دوستي و آسـايش خاطر، و آبـي تيره نشـانگر قـابليت اعتماد و درستي باشد.
بررسی چرخه رنگ:
تمام رنگها از ترکیب سفید، سیاه و رنگهای اصلی ساخته شده‌اند
چرخه رنگ‌ها بر اساس رنگهای رنگین کمان تنظیم شده است: قرمزنارنجیزرد- سبزآبیبنفش. با قرار دادن این طیفها در حول یک دایره ترکیب جدید قرمز- بنفش رنگی را نتیجه می‌دهد که در رنگین کمان وجود ندارد، ولی در چرخه رنگها یافت می‌شود. با استفاده از این چرخه رنگ فهمیدن ارتباط بین رنگهای مختلف آسانتر می‌شود.
پرده‌ها و طیف‌های گوناگونی از هر کدام از رنگ‌های اصلی نیز وجود دارند که با افزودن واژه‌های «روشن، تیره، تند، سیر، مات، کمرنگ، پررنگ، مایل به، باز، کدر، متالیک و ...» نامگذاری می‌شوند.
مشاهده رنگها:
اشیا به دلیل نحوه انعکاس نور از روی آنها رنگی دیده می شوند . نور سفید خورشید یا لامپ برقحاوی همه رنگهای طیف نور است . وقتی نور سفید روی یک شی می افتد ، شیئ را تشکیل می دهند. مثلاَ یک شیئ سبز رنگ شیئ است که فقط پرتوهای سبز را منعکس و بقیه را جذب می کند. شیئ که همه رنگهای طیف نور را منعکس کند سفید دیده می شود . شیئ که هیچ رنگی را منعکس نکند سیاه دیده می شود.
*متظاهر شدن رنگ ها از دیگر مباحث رنگ شناسی است . در تجربه ، سه نمود مختلف در رنگ ها می توان تشخیص داد :
.1فیلمرنگ:
رنگی است که در فاصله ای نا مشخص نسبت به بیننده ظاهر می شود (مثلا ً رنگی که در طیف نما اسپکتروسکوپ می توان دید ، یا رنگ آسمان خاکستری یکنواخت) . فیلمرنگ ، بافت واضحی ندارد و گویی شخص می تواند کمابیش به درون آن رسوخ کند . همواره در تراز جلو به چشم می آید . فیلمرنگ را نمی توان همچون کیفیتی در اشیاء و یا متعلق به رویه ی اشیاء دانست .
.2حجمرنگ:
را در اشیای پشت نما می توان دید ( مثلا ً در یک استکان چای یا در بخار رنگین) . حجمرنگ در فضای سه بُعدی که اشغال کرده است گسترش می یابد ، ولی تراز متغیری نسبت به چشم بیننده ندارد .
.3سطحرنگ:
چنان به نظر می آید که روی سطح شیء قرار گرفته است ( مثلا ً در یک کاغذ رنگی) . بافت رویه ی شیء را به خود می گیرد و حایل غیر قابل نفوذ برای چشم ایجاد می کند . سطحرنگ را معمولا ً همچون کیفیتی در خود شیء می انگاریم.
از این سه کیفیت ظاهری که اشاره کردیم ، نمود های دیگری چون تلأ لو، فروغ و فلزنما ناشی می شوند . نقاشان با سطحرنگ سر و کار دارند ولی بخشی از صناعت آنان معطوف به ایجار نمود های حجمرنگ ، فیلمرنگ ، تلأ لو و فروغ به وسیله ی رنگیزه است که در واقع چنین کیفیت هایی را ندارد . آن دسته از حجم سازان مدرن که با موادی چون پلاستیک کار می کنند ، از نمود حجمرنگ بهره می گیرند .
تأثیر متقابل رنگ ها:
جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند . اگر در شرایط روشنایی مناسب ، چند ثانیه به یک رنگ فام دار خیره شویم و بی درنگ بر سطحی سفید بنگریم ، مکمل آن رنگ را خواهیم دید . این پدیده را – که ناشی از واقعیت فیزیکی رنگ عینی نیست – پی انگاره می نامند . پی انگاره ی هر رنگ ، رنگ مجاورش را تحت تأثیر قرار می دهد و در نتیجه ، تفاوت کیفی آن دو رنگ بارزتر می شود ( مثلا ً قرمز در کنار سبز ، پرمایه تر به نظر می رسد و برعکس ) . تغییری که بدین سان در جلوه ی رنگ ها پدید می آید ، مشخص کننده ی تباین آنها است . اگر موقعیت دو حوزه ی رنگی مقایسه شده چنان باشد که تغییر جلوه ی رنگ ها با هم تلاقی کند ، اصطلاح تباین همزمانبه کار برده می شود .
به سخن دیگر ، در این مقوله ، رابطه ی رنگ های عینی با اثرات ذهنی شان مورد نظر است . رنگ هایی که حاوی مقدار زیادی آبی هستند ( از بنفش تا سبز) ، نسبت به رنگ هایی که زرد یا قرمز بیشتری در خود دارند (از مغز پسته ای تا ارغوانی) ، سردتر می نمایند . رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند . بسیاری از نقاشان از این کیفیت رنگ ها برای فضا سازی تصویری بهره گرفته اند . منشأ احساس هایی چون گرمی ، سردی ، پیش آیندگی ، پس روندگی ، وزن و اندازه ی رنگ ها – که اصطلاحاتی رایج در ادبیات هنرهای تجسمی اند) همانا سه صفت اساسی رنگ ، یعنی فام ، درخشندگی و اشباع است .
نقاشان قدیم بسیاری از نمودها و اثرات بصری رنگ را بدون شناخت علمی به کار می بستند ، ولی انتشار نظریه های رنگ ، نقاشان پُست امپرسیونیسم ،اُرفیسم و آپ آرت را بر آن داشت که امکانات بیانی و تزیینی رنگ را گسترش دهند و به راه حل های تازه ای در مسائل حجم ، فضا ، نور و حرکت دست یابند
نتیجه گیری: مطمئن باشید هنوز هم ترکیب تازه‌ای وجود دارد و از آن رنگی متولد می‌شود که پیامی جدید داشته باشد. شاید که شما حامل این پیام باشید.


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

اسکیس در آزمون کارشناسی ارشد22 نکته برای کنکور

در طول سالیان تدریس ، متوجه شدم که حتی دانشجویان مستعد به دلیل عدم آشنایی کافی با اسکیس ، در انتقال دانسته ها یشان با مشکل مواجه بودند . این باعث از دست رفتن اعتماد به نفس در آنان می شد ، طوری که با وجود شایستگی شان ، در آزمون ورودی نتیجه لازم را اخذ نمی کردند ، بنابراین بر آن شدم تا این مبحث را به صورتی کاملا ساده گویا و منظم در اختیار آن ها قرار دهم .

 

شما نیز با رعایت نکات مهم زیر بر توانایی ها یتان افزوده خواهد شد.

 

1)شناخت موضوع اسکیس                                    12)ترسیم دیاگرام روابط که منجر به سیر کولاسیون طراحی میشود

 

2)شناخت اقلیم سایت                                        13) انتخاب پلان ساده و گویا بایک ترکیب بندی مناسب

 

 

 

3)در نظر گرفتن کانسپت مناسب                         14)تقسیم بندی فضا به قسمتهای اصلی و فرعی

 

4)رعایت تناسبات                                                15)پرهیز از خطوط آشفته و پیچده که طرح معماری را تحت الشعاع                                                                             قرار میدهد.                              

 

5)شناخت بستر طراحی از نظر شیب                     16) تاکید به ورودی

 

6)شناخت بستر طراحی از نظر شیب                     17)مشخص نمودن ارتباط پلان با نما و مقطع به وسیله نقطه چین

 

7)تقلید از تاریخ معماری منطقه                         18)انتخاب دید پرسپکتیوی مناسب که حاوی اطلاعات بیشتر باشد

 

8)شناخنت مصالح بومی                                        19)ارائه جزئیات در حد نشان دادن کل ساختار موضوع

 

9)طراحی فیگور های مناسب با موضوع                20)انتخاب عنوانی برای اسکیس در قسمتی از شیت جهت تاکید بر

 

10)انتخاب ابزار مناسب برای پرزانته                       موضوع

 

11)شناخت مسائل مذهبی                                   21) شیت بندی مناسب طوری که عناصر همدیگر را تحت تاثیر قرار ندهند                                                                  22) طراحی مناسب ساین پلتان با توجه به دسترسی ها

 

باید بیابیم که در این آزمون چه مهارتها یی هدف و دارای امتیاز هستند و نحوه گزینش افراد چگونه است . ما تناسبات و اشل انسانی را میدانیم ولی اکر نتوانیم معماری تهران را از تبریز تمیز دهیم موفق نبوده ایم چون اقلیم راکه مبنای اصلی فراگیری در معماری است به خوبی نیامم خته ایم . بنابراین این آزمون را برگرداندن تمام آموخته های ما در طول دوران تحصیل است .البته در یک زمان محدود پس باید مهارتها را تقویت کرد و روابط بین این دریافت ها را آموخت. در این آزمون اصل اولیه عملکرد مناسب و درست است و گام بعد انتخاب فرم مناسب برای آن و در مرحله نهایی پرزانته و راندو آن مطرح میگردد. نکته بسیار مهم در گام های اولیه آمادگی در آزمون دریافت تجربه های بزرگان معماری و آشنا شدن با روند تجزیه و تحلیل و نقد این بزرگان از بناها ی مهم در اعصار مختلف است در مرحله که کار پرزانته میکنیم هدف ما نقاشی کردن و پرداختن به ظواهر نیست بلکه در این مرحله موضوع تناسبات مطرح میگردد تا موضوعی را که مد نظر داریم به راحتی از طریق عناصر محیطیبه دیگران تفهمیم کنیم استفاده از فیگورها و درختان  و ......  تنها انتقال دهنده تناسبات و اشل کار ما است و زیبایی آن ها در مرحله  بعد مطرح میشود .بهترین الگوی طراحی های ماذ محیط پیرامون ماست پیاده رویی که در آن قدم میزنیم پارک محله خودمان  ساختمان های اطرهف بهترین مثال طراحی هستند

 

 

در آزمون ابتدا باید خواسته های آزمون  را فهمید و مشخص کرد و دیاگرام های مربوط به این خواسته ها را ترسیم در آزمون کرد سپس به طراحی معماری پرداخت در نهایت دقت شود که حجم معماری متناسب با خواسته های مربوط طراحی شود و فرم عملکرد را تحت تاثیر قرار ندهد وقتی فرمی به زیبایی نزدیک میشود که به عملکردها پاسخ داده باشد . اهمیت بیش از حد به راندو غلط است ساختار و ماهیت رنگ لازم است ولی کافی نیست تناسبات را رعایت کننید و خطوط درست باشد اگر این  مطالب را پی گیری کنید حتما در آزمون نتیجه  مطلوب را خواهید گرفت.


نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(2)

استانداردهای طراحی مجتمع مسکونی

 

استانداردهای طراحی مجتمع مسکونی

یک مرکز شهری موفق باید کانون معاشرت و تعاملات اجتماعی، تجارت و همچنین فعالیت*های فرهنگی باشد، نه صرفا ترکیب کاربری*های غیر مرتبط و گسسته. یک راه برای ایجاد مرکز شهری زنده و پویا گره*زدن نهاد*هایی مانند کتابخانه و موزه و... با فعالیت*های مدرن تجاری است و خرید به عنوان یک سیستم فعال شهری در تلفیق با سایر کاربری*ها باعث ایجاد ارتباطات عملکردی قوی تری با حضور مردم می*شود. به*عنوان مثال امروزه در دنیا کتابخانه*هایی طراحی می*شوند که به صورت چند منظوره دارای محل خرید،* باشگاه ورزشی،* سالن اجتماعات و... نیز هستند، یعنی علاوه بر این که مراکز شهری دارای کاربری*های چند منظوره هستند، هر کدام از اجزاء آنها نیز به نوبه خود می*توانند دارای فعالیت*های چند منظوره باشند.

برای ایجاد حس مکان در داخل مراکز شهری باید به نکات زیر توجه کرد:
مشخص کردن ویژگی*های شاخص هر جامعه مانند تاریخ و ارزش*های موجود در آن.
ایجاد ورودی*هایی برای مرکز شهری که به صورت سمبولیک نشان*دهنده ویژگی و کیفیت آن جامعه هستند.
انتخاب یک سایت مناسب برای ارائه خدمات به تمام جامعه. این مطلب زمانی که قرار باشد ساختمان*های اداری و دولتی در آن قرار گیرند از اهمیت بیشتری برخوردار است.
استفاده از المان*های هنری و جذاب که قابل تغییر باشند مانند مجسمه و آب و....
برگزاری مراسم مختلف اجتماعی و مذهبی در مرکز شهری.
تلاش برای برقراری تعادل میان اصول زیبایی شناختی و عملکردی.
تشویق مردم به مراقبت از مکان و اجازه به حضور آنها در خلق و مراقبت از آن.
دسترسی*ها،* ترافیک و محل پارک
اگر بیشتر کالاها و خدمات، هم برای دسترسی با اتومبیل و هم برای افراد پیاده سهل*الوصول هستند، تراکم زیاد زمین منجر به کاهش نیاز به حمل و نقل عمومی* می*شود. با این وجود اگرچه توسعه مسیر*ها با در نظر گرفتن مقیاس پیاده، یک هدف مهم به شمار می*رود، نیاز به مسیر سواره و مدیریت ترافیک و محل پارک وجود خواهدداشت. چند روش برای برخورد با دسترسی*ها، ترافیک و محل پارک عبارتند از:
طراحی مرکز شهری به عنوان یک هدف چند منظوره با سیستم حمل و نقل چند وجهی.
ایجاد سهولت در درک علائم مربوط به مسیرها و عدم پیچیدگی در دسترسی*ها.
باریک کردن خیابان در محل عبور عابر پیاده.
طراحی پارکینگ در پشت ساختمان*ها.
تقسیم*کردن محدوده*های پارک خیلی بزرگ به محل*های پارک منفرد کوچک پراکنده در داخل مرکز شهری.
اضافه*کردن نماهای متناسب با ساختارهای معماری همجوار به ساختار پارکینگ*ها.
طراحی سرعت گیر بین خیابان و محدوده پارک.
طراحی فضا*هایی برای مردم
اگرچه هدف جامعه پرورش دادن پتانسیل*های شهری، خلق حس مکان یا توسعه پیشرفت*های اقتصادی است، ولی در این میان مردم عامل اصلی و مهم به شمار می*آیند. همچنین انجام تدارکات لازم برای عابران پیاده عامل مهمی *در موفقیت تجاری به حساب می*آید. در ایجاد شرایط مناسب برای عابران و تشویق آنها به حرکت در فضا باید نکات زیر را در نظر گرفت:
ایجاد خیابانهای باریک*تر.
طراحی پیاده*رو*های فراخ*تر.
استفاده از سرپناه*ها و طراحی پیاده*رو*های سرپوشیده.
در نظرگرفتن مقیاس انسانی و رعایت ارتفاع متعادل برای ساختمان*ها.
حذف کردن «فضا*های مرده». محدوده*های خالی و نماهای نامناسب، حرکت سیال عابران در مسیر را مختل می*کنند.
ایجاد دسترسی به محدوده*های مجاور.
ایجاد سیرکولاسیون ساده، منطقی و قابل فهم برای عابران و موتورسوارن.
تدارک خدمات غذایی مانند رستوران یا کافه روباز با طراحی محل نشستن در هوای آزاد و محدوده*های خلوت و دنج.
طراحی مبلمان مناسب برای فعالیت*های مورد نظر.
محل استقرار ساختمان در زمین
محل استقرار ساختمان در شرایط متعارف باید در قسمت شمالی زمین باشد ، در موارد استثنائی مانند وجود درختان قطور و یا شرقی غربی بودن زمین و نظایر موضوع با توجه به وضعیت استقرار ساختمان های مجاور در شورای معماری مطرح و تصمیم لازم اتخاذ می گردد .
نحوه احداث بنا در شرق ، غرب و یا جنوب ملک
چنانچه تراکم مجاز در ساختمانی به عللی به مقدار صد در صد پر نشود یا مالک نخواهد تمام تراکم مجاز را در قسمت شمالی زمین بنا نماید ، می تواند مابقی تراکم را در ضلع جنوبی ، شرقی یا غربی و بصورت یک یا چند واحد مستقل یک طبقه احداث نماید ، مشروط به اینکه :
1. فضای حیاط باقیمانده کمتر از 40 درصد کل زمین نباشد .
2. ارتفاع واحد مذکور از پای کار تا لبه دست انداز بام به هیچ وجه از 5/3 متر تجاوز ننماید ( ارتفاع از کف تا زیر سقف بیشتر از 70/2نباشد )
3. چنانچه واحد مورد نظر در بر گذر قرار گیرد باعث جلوگیری از ورود ماشین به حیاط یا پارکینگ مربوطه نگردد .
4. از واحد مورد نظر هر گونه استفاده تجاری به استثناء مواردی نظیر دفتر مهندسی و مطب و ... که قانون شهرداری صریحا ذکر نموده است ممنوع می باشد .
پیش بینی سرویس های بهداشتی و آشپزخانه در زیرزمین املاک کمتر از 120متر مربع
پیش بینی سرویس های بهداشتی و آشپزخانه در زیرزمین ، در زمین های کمتر از 120 متر مربع مساحت ، به شرطی که حالت تفکیکی نداشته باشد بلامانع است .
نحوه اقدام در خصوص باقیمانده املاک واقع در طرح های اجرائی شهرداری
چون از باقیمانده بعضی از املاک واقع در طرح های اجرائی شهرداری که به اداره کل املاک ابلاغ گردیده ، به علت کمی متراژ در صورت رعایت ضابطه 60% زیربنا به منظور ایجاد واحد مسکونی ، مناسب نمی باشد ، لذا برای اینگونه املاک و همچنین باقیمانده املاکی که مقدار جزء گذر را مجانا و بلا عوض بشهرداری واگذار می نمایند ، در صورتیکه از 70 متر مربع بیشتر نباشد ، با توجه به موقعیت محل و با رعایت کامل قاعده لا ضرر و مراعات حقوق مجاورین از 60% تا 100% پروانه ساختمانی صادر می گردد .
شرط افزایش سطح اشغال در املاک با مساحت کمتر از 120 متر مربع
سطح زیربنای 60% در طبقه همکف ، برای کلیه پلاک های واقع در مناطق مسکونی که مساحت شش دانگ آن ها حداکثر 120 متر مربع می باشد و در محدوده 5 ساله خدمات شهری و مناطق آزاد شده قرار دارند ، در صورت عدم مزاحمت برای مجاورین ، حداکثرتا 80% مساحت زمین افزایش داده شده است . ضمنا اراضی دارای مشخصات بالا که قبلا در آن ها تا حد 60% احداث بنا شده نیز مشمول مفاد این مصوبه خواهند بود .
موارد لزوم عدم رعایت بر اصلاحی
در مواردیکه مالکین عمارات به منظور تعویض سقف یا تعمیرات ضروری مشابه و یا اضافه اشکوب در حد فقط یک طبقه جهت ساختمان که مشرف بر کوچه ها یا خیابان هایی است که حداکثر عرض اصلاحی از دوازده متر تجاوز ننماید و دارای بر اصلاحی می باشد ، در خواست پروانه ساختمانی نمایند ، در صورتیکه این عملیات ساختمانی منجر به نوسازی کلی نشود ، بدون رعایت بر اصلاحی بلامانع است . مفاد فوق منحصرا مربوط به ابعادی که ساختمان مربوطه در بر تمام یا قسمتی از آن قرار دارد بوده و در مورد سایر ابعاد زمین در صورت داشتن بر اصلاحی باید عقب نشینی لازم رعایت گردد . مگر این که دیوار موجود اساسی باشد .
نحوه احداث بنا دراملاک دارای اصلاحی
احداث ساختمان در املاکی که با طرح های تعریضی برخورد دارند با رعایت 60% طول و مساحت سند قبل از اصلاحی درباقیمانده زمین و در حد تراکم مجاز بلامانع می باشد و پیش آمدگی بیش از 60% طول تحت زاویه 45درجه ، با رعایت 60% مساحت سند ( قبل از اصلاحی ) به شرط واگذاری رایگان مقدار جزء گذر بشهرداری بلامانع است .
نحوه پیش آمدگی ارتفاع معابر
حداکثر پیش آمدگی مجاز در قسمت پخ ساختمان هایی که در تقاطع معابر قرار گرفته اند ، به میزان 150 سانتی متر عمود بر پخ می باشد .
احداث بنا در حد 60 درصد به علاوه دو متر و چگونگی اجرای پخ 45 درجه ارائه نقشه های معماری ساختمان که با پیش آمدگی 60% طول زمین به علاوه 2 متر و بدون رعایت زاویه 45 درجه به شرط ارائه رضایت نامه محضری از مالکین پلاک های مجاور نمی باشد .
نحوه احداث بنا در حد 60% به علاوه 2 متر و عدم رعایت پخ 45 درجه در مجاورت گذر


احداث ساختمان در املاکی که با طرح های تعریضی و یا احداثی معابر شبکه برخورد دارند ، با رعایت 60% طول و مساحت سند ، قبل از اصلاحی در باقیمانده زمین و در حد تراکم مجاز بلامانع بوده و پیش آمدگی بیش از 60 % طول تحت زاویه 45درجه با رعایت 60% مساحت ( قبل از اصلاحی ) مجاز می باشد . بدیهی است مالکین املاکی که بازاء مساحت اصلاحی از شهرداری غرامت دریافت نموده اند ، می بایست پس از اصلاح سند ،با رعایت ابعاد سند جدید عمل نمایند .
رعایت پخ 45 درجه در املاکی که مجاوز گذر واقع می شوند الزامی نیست .
بدیهی است محدوده تعریف شده فوق محدوده احداث بنا بوده و طراحی ساختمان ترجیحا باید بدون پخ و یا ارائه راه حل های ابتکاری انجام گیرد .
نحوه کاهش سطح اشغال و استفاده از ارتفاع
به منظور ایجاد تسهیلات بیشتر در طراحی ساختمان ها و همچنین ایجاد فضای باز بیشتر و استفاده مطلوبتر از تراکم های ساختمانی مجاز در صورت کاهش سطح اشغال ، استفاده از تراکم مجاز طرح های تفصیلی در ارتفاع ، بدون پرداخت عوارض ناشی از ازدیاد ارتفاع بر خیابان های 12 متر و بیشتر بلامانع است . ضمنا احداث زیر زمین با حداکثر سطح مجاز ( ملاک عمل فعلی ) به منظور تامین پارکینگ تاسیسات انباری و فضاهای مشاع و عمومی بلامانع خواهد بود .
اعمال تسهیلات فوق در مورد املاکی که در معرض تعریض معابر با عرض بیشتر از 12 متر قرار می گیرند ، چنانچه مساحت باقیمانده آن ها کمتر از 60% مساحت کل ملک باشد نیز بلامانع است .
ارتفاع مجاز در تراکم 120 درصد
در اراضی با تراکم 120% احداث سه طبقه بنای مسکونی روی زیرزمین و یا دو طبقه روی پیلوت و زیر زمین ضمن رعایت سایر ضوابط و مقررات بلامانع می باشد .
ضوابط بالکن ها
1. احداث پیش آمدگی در خیابان های 12 متر تا 20 متر به عمق 80 سانتی متر و برای خیابان 20 متر به بالا به عرض 120سانتی متر مجاز می باشد .
2. ارتفاع پیش آمدگی نسبت به کف پیاده رو ، نباید از 5/3 متر کمتر باشد و سطح آن مطابق ضوابط مربوطه جزء تراکم محسوب خواهد شد .
3.پیش آمدگی ساختمان در همکف و طبقات ، در خارج از 60% طول مجاز و در داخل زاویه 45درجه ، حداکثر به میزان 2 متر بلا مانع است ( رعایت 60% مساحت الزامی است ).


4. پیش آمدگی روی پخ دو گذر در محدوده سند مالکیت ، به میزان حداکثر 5/1 متر عمود بر پخ و به شرط رعایت 5/3 متر ارتفاع از کف پیاده رو بلامانع است .
5. طریقه محاسبه زیربنا و تراکم پیش آمدگی ها در داخل فضای باز به قرار زیر است :
الف- پیش آمدگی آخرین سقف ساختمان ، به عنوان باران گیر ، جزء زیربنا محسوب نمی گردد .
ب- بالکن ها و تراس های مسقف ، تا عمق 3 متر ، چنانچه سه طرف آن باز باشد ، یک دوم مساحت آن جزء زیربنا محسوب می گردد ، بدیهی است مازاد بر عمق 3 متر تماما زیربنا محسوب می گردد .
ج- در صورتیکه پیش آمدگی سه طرف بسته باشد ، دو سوم مساحت آن جزء زیر بنا محاسبه می گردد .
نصاب ارتفاع و طبقات جهت نصب آسانسور
مالکین ساختمان های بیشتر از چهار طبقه و ساختمان هایی که ارتفاع آن ها بیشتر از 15 متر باشد ، ملزم به احداث آسانسور می باشند ، دراین زمینه کف ورودی ساختمان ملاک عمل بوده و کف طبقه همکف می تواند با حفظ مشخصات طبقه زیرزمین ، حداکثر 20/1 متر بالاتر از کف ورودی منظور گردد .
لزوم پیش بینی پله فرار
در کلیه ساختمان های شش طبقه و بیشتر علاوه بر پله های ورودی ، پیش بینی پله فرار که مستقیما به فضای باز ساختمان ارتباط داشته باشد الزامی است.


3-11- مجتمعهای مسکونی*
3-11-1- در ساختمانهای مسکونی که تعبیه آسانسور اجباری است*، باید یک آسانسور مناسب برای معلولان نصب شده باشد.
3-11-2 کلیه مجتمع*های مسکونی با بیش از 1000 متر مربع سطح و بیش از 10 واحد مسکونی باید ارتباطهای*عمودی و افقی وفضاها عمومی قابل استفاده برای معلولان جسمی*- حرکتی باشند.
شاید دلیل عدم توجه کافی به موضوع مسکن در این ضوابط و مقررات این باشد که*: "نمیتوان همه ساخت و سازهای*مسکونی را به دلیل نیاز گروهی خاص تحت تأثیر قرار داد" و یا شاید اعتقاد شورای عالی شهرسازی و معماری بر این*باور بوده که*: "بهرحال هر کس بنا به نیازهای خاص خود، خانه مسکونی خود را انتخاب و یا با تغییرات لازم آنرا بانیازهای خویش هماهنگ خواهد نمود".
از دیگر سو رفع بسیاری از مشکلات موجود در ساختمانهای فعلی برای استفاده آسیبمندان*،بسیار دشوار یا ناممکن است و لذا هر کس به راحتی نمیتواند خانه مسکونی خود را در وضعیت آسیبمندان با توان*جسمی خود هماهنگ کند.
بنابراین ضرورت دارد که در این مجموعه ضوابط و مقررات توجه بیشتری به مسکن بعنوان یکی از نیازهای اساسی*انسان بشود.
در این رهگذر ضوابط و مقررات شهرداریها در ساخت و ساز مسکن نیز باید با نیازهای ذکر شده هماهنگ و سازگارگردد. اما آنچه در حال حاضر به عنوان ضوابط مسکونی در شهرداریها در مورد ساختمانهای مسکونی اعمال میشود،پیش از آنکه به رفع موانع کمک کند، یکی از عوامل مؤثر در ایجاد موانع فیزیکی برای آسیبمندان است*. نمونه*هایی که*از این پس به آنها اشاره میشود، گواهی است بر این مدعا.
...زیرزمین*! هر طبقه که حداکثر ارتفاع سقف آن از کف متوسط گذر 90 سانتی*متر باشد یا اینکه 50% (50 درصد ارتفاع*)آن پایین*تر از سطح تراز خیابان یا معبر مجاور باشد.
...ـ در صورتیکه پارکینگ در طبقات زیرزمین ساختمان پیش*ب*ینی شود سطح این قسمت جزء تراکم محاسبه نخواهدشد.
...ـحداکثر ارتفاع پارکنیگ 2.20 متر و حداقل ورودی پارکینگ 1.80 متر میباشد. چنانچه مساحت پارکینگ بیش از1000 مترمربع باشد، ارتفاع پارکینگ میتواند تا 2.5 متر پیش*بینی شود.
...ـ حداکثر شیب رامپ 15% خواهد بود.
...ـ فضای پیش*بینی شده جهت پارکینگ باید به نحوی باشد که هر اتومبیل مستقلاً به ابعاد 5×2.5 متر به انضمام*فاصله مناسب جهت مسیر حرکت داخل و یا خارج شود و یا هر طرحی که مطابق استانداردهای بین*المللی بتواندعمل کند.
در نتیجه اعمال این ضوابط*، طبقه همکف حداقل 1.20 متر بالاتر و کف طبقه زیرزمین نیز حداقل 1.30 متر پایین*تر ازسطح متوسط گذر قرار میگیرد. در چنین شرایطی برای دسترسی به طبقه همکف می*بایست حداقل از شش پله 20سانتی*متری عبور کرد. استفاده از رامپ پارکینگ نیز به دلیل شیب پانزده درصدی آن با مشکل توأم است*. ورودی باارتفاع 1.80 متری پارکینگ نیز اجازه ورود اتومبیل تجهیز شده با بالابر و یا اتومبیل*های با سقف بلند را نمیدهد.عرض 2.5 متری هر واحد پارکینگ نیز سوار و پیاده شدن آسیبمندان را دشوار میسازد.
در مورد ارتباطات عمودی ضوابط شهرداری چنین میگوید:
به منظور حفظ شرایط ایمنی ساکنان ساختمانها در مواقع اضطراری مانند آتش*سوزی و غیره لازم است ساختمانهایی*که ارتفاع آنها از کف زمین به شش طبقه و بالاتر برسد، جدا از پله اصلی*، پله دیگری بصورت باز جهت خروج*اضطراری پیش*بینی شود و یا پله اصلی به شکلی که شرایط و ایمنی پله فرار را دارا باشد طراحی گردد. مساحت پله*فرار جزء تراکم محسوب نمیشود.
آسانسور:
کلیه ساختمانهایی که ارتفاع آنها از سطح گذر 15 متر به بالا و یا 5 اشکوب باشد میبایست محل آسانسور به تعداد لازمدر نقشه*ها پیش*بینی نمایند. چنانچه ارتفاع ساختمان از کف ورودی اصلی کمتر از 15 متر و یا کمتر از 5 اشکوب باشد،آسانسور الزامی نیست*.
بعلاوه ضوابط شهرداری هیچ*گونه مقررات در مورد شکل پله*ها از حیث ایمنی*- سهولت استفاده برای کودکان*،آسیبمندان و سالمندان*- جنس مصالح بکار رفته در کف و تیزی لبه پله*ها وضع ننموده*. در این ضوابط اشاره*ای بهعرض درها- ارتفاع دستگیره و کف پنجره*ها- ابعاد سرویسهای بهداشتی و اختلاف سطوح بکار رفته در کف طبقات وکنترلهای برقی و تأسیساتی نیز نگردیده و مجموع این نواقص باعث گردیده اکثر ساختمانهای مسکونی فعلی غیر قابل*دسترس و حتی غیرقابل مناسب*سازی باشند. این وضعیت هم برای جویندگان مسکن مناسب و هم برای ساکنان*ساختمانهای
بحران فعلی در مورد مسکن آسیبمندان را میتوان در چند مورد خاص ریشه*یابی کرد:
الف*) عدم توجه طراحان و سازندگان ساختمانها، مجموعه*ها و شهرکهای مسکونی به استانداردهای طراحی معماری*برای آسیبمندان*
ب*) بی*بهره بودن موضوع "تأمین دسترسی و رفع موانع معماری در محیطهای مسکونی برای آسیبمندان*" از تسهیلات*تشویقی نظیر آنچه در مورد رعایت "الگوی مصرف مسکن*" در مسکن اجتماعی و حمایت شده ارائه میشود.
پ*) در دست نبودن ضوابط و مقررات معماری به شکل قانونی*، محکم و جامع در مورد رعایت استانداردهای طراحی*معماری برای آسیبمندان در ساخت و سازهای مسکونی*
ت*) عدم رسیدگی به امر رعایت معیارهای طراحی معماری برای آسیبمندان در نظام کنترل ساختمان بطور متمرکز و یاپراکنده در بخشهای کنترل کننده نظیر شهرداریها
ث*) پراکندگی و ناهماهنگی فعالیتهای تحقیقاتی و اجرایی در زمینه تدوین معیارهای طراحی برای آسیبمندان و اعمال*آنها در فعالیتهای عمرانی*، در بین سازمانها و نهادهای مربوطه*.
برای رفع معضلات ذکر شده و به منظور ایجاد شرایط مناسب برای دستیابی به الگوهای مناسب برای آسیبمندان به*ویژه در ساخت و سازهای مسکونی*، پیشنهاد میگردد:
1) به منظور ایجاد آگاهی و حساسیت لازم در طراحان و سازندگان محیط*، سمینارهایی بصورت علمی و آموزشی*بهمراه کارگاه*های عملی*، با مشارکت وزارتخانه*ها- سازمانهاو نهادهای مسئول در امور عمرانی*- دانشگاهها-سازمانهای خودیار آسیبمندان*- جوامع*، اتحادیه*ها و سازمانهای مهندسین و ... برگزار گردد. بدین منظور انتخاب روزهشتم خرداد ماه هر سال به عنوان روز ملی "محیط برای همه*" می*تواند فرصت مناسبی برای این همایش علمیقلمداد گردد.
2) رعایت معیارهای طراحی محیط برای آسیبمندان و یا حداقل استفاده از الگوهایی که با کمترین تغییرات قابلیت*مناسب*سازی برای افرا آسیبمند را داشته باشد جهت ایجاد امکان بهره*برداری از محیط برای همه و نیز یکی از عوامل*افزایش ضریب ایمنی و پیشگیری از بروز آسیب*های جسمی*، جزء مشخصات الگوی مصرف مسکن محسوب گشتهو با ملحوظ داشتن این معیارها بتوان از تسهیلات تشویقی و کمکهای اعطایی استفاده نمود.
3) با توجه به اینکه طبق مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری*، ضوابط و مقررات مصوب 68.3.8 آن شورا هرپنج سال باید مورد بازنگری قرار گیرد، لذا به منظور ایجاد و گسترش مسکن قابل استفاده برای آسیبمندان توجه*بیشتری به مباحث مربوط به محیطهای مسکونی در ضوابط بازنگری شده*، مبذول گردد.
4) ضوابط معماری در شهرداریها مورد بازنگری قرار گرفته و ضمن اعمال تغییر در ضوابطی که برای آسیبمندان*،موانعی فیزیکی ایجاد می*نماید، با توان افراد آسیبمند و ضوابط مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری هماهنگ ومنطبق گردد. در این راه استفاده از فرمهای بازرسی (چک لیست*) ویژه معیارهای طراحی محیط برای آسیبمندان درنظام کنترل ساختمانها و تغییر کاربری اماکن که در مراحل صدور پروانه*- نظارت و پایان کار و امور کسب و کار توسط*شهرداریها انجام میشود، میتواند بسیار مثمر ثمر واقع گردد.
5) برقراری ارتباط و ایجاد همکاری مشترک در زمینه رفع موانع فیزیکی در محیطهای ساخته شده برای آسیبمندان*میان وزارتخانه*ها و نهادهایی که مطالعات و تجربیاتی در این مورد انجام داده*اند بسیار ضروری و لازم است*. چنانکه*فعالیتهای تحقیقاتی و انتشاراتی و آموزشی قابل توجهی توسط مراکزی نظیر: وزارت مسکن و شهرسازی*- وزارت*کشور- شهرداری تهران*- مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی*- سازمان برنامه و بودجه*- جامعه معلولین ایران*-سازمان بهزیستی کشور- بنیاد جانبازان*- جامعه مهندسین مشاور انجام شده و هم اکنون ضرورت همکاری و مشارکت*میان کلیه مراکز مزبور به خوبی احساس میشود.




ارزیابی ساختمان در برابر زلزله


چگونه مقاومت ساختمان مسکونی خود را در مقابل زلزله های احتمالی ارزیابی کنیم؟
ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای ساختمان های موجود، عملکرد آنها را در مقابل زلزله های احتمالی آتی پیش بینی می کند. شما می توانید با یک بررسی ساده و بر اساس مراحل ذکر شده در ذیل، ساختمان خود را ارزیابی و در صورت نیاز، با مراجعه به متخصصان مهندسی زلزله، تدابیری برای مقاوم سازی آن اتخاذ کنید.
در مناطق زلزله خیز، ساختمان باید به گونه ای طراحی و اجرا گردد که در مقابل زلزله های متوسط (مثلاً تا شدت VII مرکالی اصلاح شده) به اسکلت ساختمان آسیبی نرسد. البته همان طور که قبلاً نیز گفته شد آسیب های جزئی به اثاثیه ی منزل، شیشه ها، قاب عکس ها، ... قابل قبول است، اما در مقابل زلزله های شدید (مثلاً تا درجه XI مرکالی اصلاح شده) نباید ساختمان فرو بریزد، اگر چه احتمال وارد آمدن آسیب های قابل ملاحظه به اسکلت ساختمان وجود دارد.
* توجه
از احداث ساختمان در مناطق زیر پرهیز شود:
در نزدیکی و روی گسل ها
در زمین های سست و خاک های رسی و نخاله های ساختمانی
در لبه ی شیب ها یا پرتگاه ها
در زمین هایی با شیب تند و ناپایدار


معیارها و سئوال های شش گانه عبارتند از:
شیب زمین
نوع زمین
نوع سیستم ساختمان
نوع سقف طبقات
پلان ساختمان
کیفیت ساختمان
در جدول 1 برای هر کدام از موارد فوق نمراتی تعیین شده است که هر چه نمرات پایین تر باشد، بیانگر وضعیت بهتر موارد قید شده است. در صورتی که پاسخ به هر کدام از موارد فوق برای شما میسر نمی باشد، با یک مهندس عمران مشورت نموده و از ایشان کمک بگیرید.


جدول 1
با کمی دقت در جدول 1 پی می بریم که:
می بایست ساختمان در حداقل شیب احداث شود.
ساختمان در زمین های سخت بنا شود.
ساختمان می بایست دارای سیستم سازه ای مناسب باشد که این سیستم می تواند از نوع فلزی، بتونی یا در ساختمان های آجری حتماً با کلاف قائم و افقی باشد.
سقف ساختمان از نوع دال بتونی باشد.
پلان ساختمان متقارن و دارای حداقل بیرون آمدگی و تو رفتگی باشد.
نهایتاً اینکه ساختمان به نحو مطلوب و مهندسی ساز اجرا شده باشد.


جدول 2
ساختمان های مقاوم در مقابل زلزله
اگر اصول کلی و معیارهای ذیل در یک ساختمان به اجرا در آید، این ساختمان می تواند در برابر زلزله های شدید، مقاومت مناسبی را داشته باشد:
تهیه ی نقشه های معماری و سازه ای همراه با دفترچه ی محاسباتی که به تأیید مهندسان سازمان نظام مهندسی کشور رسیده باشد.
استفاده از مصالح استاندارد: مصالح استاندارد دارای کیفیت مطلوب بوده و باید به تأیید مؤسسه ی استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران یا مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، رسیده باشد.
اجرای صحیح کلیه ی مراحل ساخت ساختمان: اجرای ساختمان می بایست توسط مهندسین صاحب صلاحیت به انجام رسیده و در تمام مراحل تحت نظارت مهندس ناظر به انجام رسد.




حداقل ضوابط همسان سازی نقشه های سازه
الف ) مواردی که ارائه آنها الزامی است
۱ -پلان فونداسیون بطور کامل با ارائه کد ارتفاعی.
۲-مقاطع و جزئیات کامل شناژها و فونداسیون ها و شمع های احتمالی
۳-مقاطع و جزئیات کامل دیوار حائل احتمالی.
۴- پلان آکس بندی و محور بندی ستونها همراه نامگذاری صفحه زیر ستون و ستوها و تیپ بندی مربوطه وتعیین جهت ستونها
۵-پلان آکس بندی تیرریزی و بادبندی هابا مقیاس و محور گذاری
۶-نقشه شمای ستونهای تیپ همراه کد ارتفاعی با مقاطع و جزئیات کامل.
۷-نقشه شمای بادبندی ها همراه مقاطع و جزئیات صفحات اتصالات و مشخصات جوشها بطورکامل.
۸-ارائه جزئیات کامل سقف ها و پوشش ها و دیوارهای سازه ای و غیر سازه ای.
۹-نقشه کامل راه پله شامل پلان و مقاطع و اتصالات رامپ ها و خستگی ها
۱۰-رعایت کامل تطبیق نقشه های سازه با نقشه های تشریحی معماری.
۱۱-ارائه جزئیات نازک کاری مربوط به سقفها و دیوارها.
۱۲- در تمام موارد فوق استفاده از آخرین ویرایش آیین نامه ها ۲۸۰۰و مقررات ملی ساختمان الزامی است.
ب ) مواردی که میبایستدر ارائه آنهاتوصیه می شود ( توصیه های پیشنهادی )
۱-ارائه درزهای انبساط و انقطاع و جزئیات آنها.

نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: چهارشنبه 01 آذر 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

معرفی خانه های تاریخی استان تهران

خانه اتحادیه

 

خانه امین السلطان معروف به خانه اتحادیه مانند دیگر خانه - باغ های دوره قاجاریه دارای اندرونی و بیرونی و از دو جهت دارای درهای ورودی و خروجی است. این خانهبین دو خیابان فردوسی و لاله زار قرار گرفته و از هر دو خیابان می توان به آن وارد یا خارج شد.

 

بخش اصلی این خانه از دوره ناصری است که در طی زمان بناهایی به آن اضافه یا از آن کم شد. یکی از بناهای چندگانه که در شمال غربی مجموعه قرار دارد مربوطه به دوره قاجاریه است ولی بقیه در دوره های بعد ساخته شده اند. این بنا مانند دیگر بناهای قاجایه دارای سبک و کالبد خاص است. سردر بسیار زیبای این خانه در کوچه معروف به اتحادیه در خیابان لاله زار قرار دارد. قسمت ورودی با آجر تزیین شده است.

 

قرنیز زیبایی در بخش فوقانی سردر و ستون توکار نیم گرد در دو طرف ورودی دیده می شود. دورتا دور قوس بالای در ورودی با نقش آجرکاری حصیری جفت جفت، قاب مربوط به اسماء جلاله و قوس مغولی برگشته در محل چراغ دان با نقوش اسلیمی که دو اژدها را نشان می دهد، تزیین شده است.

 

بنای کوچک و زیبایی در ضلع شرقی مجموعه قرار دارد و حوضخانه مجموعه با ارزش است. در این بنا تزئیناتی چون گچبری متنوع، مقرنس ( آنچه به شکل نردبان و پله پله ساخته شده ، بنای بلند مدور و ایوان آراسته و مزین با صورت ها و نقوش که بر آن با نردبان پایه روند ، قسمی زینت که در اطاق و ایوان ها به شکل های گوناگون گچبری کنند؛ کنگره دار) با گچ، ستون ها و نیم ستون های شیاردار، پایه ستون های شبیه گلدان ، سرستون های زیبا با نقوش گل و بوته، پنجره هایی به سبک دوره قاجاریه ، آجرکاری و نماسازی با آجر با طرح های مختلف بیش از همه خودنمایی می کند.

 

در قسمت ورودی بخش های تزیین شده با آجر، بسیار زیبا و نمودار سبک دوره قاجار است. این در ورودی در طی زمان تغییر یافته است. سردر دارای آجر تراش دار، قرنیز زیبا ، ستون توکار نیم گرد و پیش گرد ، آجر چینی به صورت حصیری جفت جفت و قوس هندی فوقانی است. داخل بنا از تزئینات مقرنس کاری، کاسه سازی، آویز گچی، نقوش اسلیمی گل و بوته و ... بهره بسیار دارد.

 

خانه امیربهادر

 

این خانه از مجموعه خانه های با ارزش دوره قاجاریه و در اصل متعلق به شادروان حسین پاشازاده معروف به امیربهادر جنگ ، وزیر دربار و وزیر جنگ مظفرالدین شاه قاجار بوده است. مساحت این بنا در حدود 3000 متر مربع است. در کتیبه دهلیز بنا چنین نوشته اند :«عمل میرزا آقا گچ کار ولد حسین 1318» این بنا در اصل حسینیه امیر بهادر بود که بعدها تحت تملک شرکت پخش سیگار ایران درآمد و در نهایت توسط انجمن آثار ملی خریداری شد و تعمیراتی در آن صورت گرفت. خانه امیربهادر دارای تالار بزرگ آینه کاری شده، زیرزمین آینه کاری شده ، تالار بزرگ بالا، حوضخانه با تزئینات کاشیکاری و اتاق های متعدد برای برگزاری جلسات و سخنرانی ها و قرائت خانه عمومی و همچنین اتاق های دیگر با کارکردهای مختلف است. این خانه در حال حاضر در تملک «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» است.

 

خانه امام جمعه

 

در محدوده بافت قدیم شهر تهران،در خیابان «ناصرخسرو» خانه معروف امام جمعه واقع است. همان گونه که از نام بنا برمی آید، این خانه متعلق به یکی از امام جمعه های تهران در دوره قاجار است و احتمالاً ساخت آن را می توان به اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه یعنی سال های 1280 تا 1300 هـ . ق نسبت داد.

 

مدخل ورودی بنا توسط راهروی باریکی به حیاط نسبتاً بزرگی متصل می شود. وسط حیاط حوض سنگی به شکل مستطیل قرار گرفته و در دو طرف آن دو ستون سنگی دیده می شود که روی آنها مجسمه هایی به شکل انسان با پوشش دوران قاجار حک شده است. این بنا دارای بخش اندرونی و بیرونی، شاه نشین و تالار زمستانی است.

 

 

خانه شقاقی

 

این بنا در شمالی ترین بخش منطقه دوازده تهران،در جبهه شمالی خیابان کوشک حد فاصل فردوسی و لاله زار قرار دارد . این خانه را اغلب با عنوان خانه کوشک می شناسند. خانه شقاقی ابتدا به عنوان منزل مسکونی خانواده شقاقی مورد استفاده بود و بعدها به صورت یکی از مراکز آموزشی سازمان میراث فرهنگی کشور درآمد.

 

این بنا شامل زیرزمین، همکف، طبقه اول و کلاه فرنگی است که به صورت مورب در میان زمینی به ابعاد تقریبی 33×49 متر ایجاد شده است.

 

عمارت موقوفه فاضل عراقی

 

این خانهدر غرب میدان فردوسی، در کوچه پارس قرار دارد و موقوفه فاضل عراقی، مستشار و رئیس سابق دیوان عالی کشور است. بخشی از آن در سال 1334 شمسی به بیمارستان زنان اختصاص یافت.

 

معمار عمارت موقوفه فاضل عراقی با ایجاد پیش آمدگی و فرورفتگی جزیی در نما، تنوع ایجاد کرده است. بخش مرکزی نما با دری تمام شیشه در قسمت همکف ، و پنجره ای تمام شیشه در طبقه اول، پیش آمده ترین قسمت آن است. در طرفین آن دیوار کمی عقب نشسته و در هر سمت یک در و یک پنجره تمام شیشه قرار دارد. در قسمت بالای عمارت که به شیروانی منتهی می شود، کتیبه ای تقریباً پهن با آجر نقش برجسته کار شده که دارای حاشیه ای پهن در بالا و حاشیه ای باریک تر در پایین است. حاشیه ظریفی از کاشی نقش برجسته به رنگ فیروزه ای درون قاب باریکی از سفال دور درگاه ها، پنجره ها و سطوح مختلف نما حرکت می کند. کاشی های عمارت بسیار نفیس و روی آنها تصاویر شاهان باستانی ایران نقش شده است.

 

عمارت باغ فردوس

 

                                                                                                 

این خانه ارزشمند و تاریخیدر بخش شمالی شهر تهران قرار دارد . در داخل این خانه گچبری های کم نظیری به چشم می خورد که به مرور زمان رو به خرابی نهاده بود. 30 نفر از بزرگترین و مجرب ترین هنرمندان گچبر مأمور شده بودند تا این محوطه را بازسازی نمایند که مسن ترین آنها استاد «حسن رضایی تهرانی» با بیش از 90 سال و کم سن ترین آنها فرزند وی علیرضا رضایی تهرانی بود. استادان دیگری چون «حاج عباس عشقی» ، «اصغر زینت اعلایی» ، «رضا نجفی» ، «حاج سید علی اصفهانی» ، «استاد علی» ، «استاد یوسف» ، «حاج مصطفی شایگان» ، «حاج سید علی لطفی» ، «شعبان صحافا» ، «حسین نشاطیان» و ... باعث شدند این بنای ارزشمند دوباره احیاء شود .

 

این بنا در زمان قاجاریه ساخته شد. در این مجموعه گچبری گل و برگ و انگور با روش ها و سبک های رومی و یونانی و ایرانی ترکیب شده و طرحی جدید را به وجود آورده است. به علت حضور گچ بران متعدد – در دوره ساخت و نیز مرمت بناهر اتاق ، سقف، ستون و راهرو به دست یک گروه بازسازی شد. به همین دلیل نوع ، سبک و طرح هر اتاق با اتاق دیگر متفاوت است. سالن قندیل زیرزمین باغ فردوس تقلیدی از قطار و آویز و کاسه است. به نقل از استادان مرمت کار ، نقطه آغاز و پایان کار نامعین است. آنچه که این کار را از دیگر کارها متمایز می کند توخالی بودن آویزه هایی است که از سقف به پایین آمده است. نوع سبک و مرمت کار حاج عباس عشقی است.

 

عمارت و باغ فرمانیه

 

اثر تاریخی باغ فرمانیه نمونه ای از معماری اصیل ایرانی مربوط به اوایل دوره قاجار با کاشی های طرح دار دوره ناصری است. ملک فرمانیه شامل باغ، زمین بایر و چندین رشته قنات، در سال 1326 هـ . ق به «کامران میرزا نایب السلطنه» قاجار تعلق گرفت و پس از فوت او به دخترش رسید. بعد از آن «میرزا فرمانفرما» از شاهزاده های قاجار، شمال باغ، سهم قنات ها و سایر متعلقات را خریداری کرد. در سال 1319 باغ و تمام متعلقات آن به سفارت ایتالیا فروخته شد. بناهای این باغ دارای جزئیات معماری اصیل ایرانی اوایل دوره قاجار است.

 

مجموعه بنای بیرونی شامل یک شاه نشین و دو اتاق سردری در طرفین حوضخانه ، دو اتاق پنج دری در دو طرف شاه نشین مشرف به باغ است. در مرکز این بنا ، حوضخانه ی هشت ضلعی که با الگوی معماری چهار طبقه چهار صفه و طاق گنبدی طراحی شده ، قرار دارد.

 

گچبری حوضخانه ، چشم را به فراز گنبد، جایی که نورگیر گنبد نور خورشید را به درون می کشد و بر حوض مدور زیرین و پنجره های اُرُسی سه طرف حوضخانه می پراکند، راهنمایی می کند.

 

مهمترین عامل تزیینی به کار رفته در بنای بیرونی و اندرونی، کاشیکاری طرح دار دوره ناصری است که به طور یقین از ساختمان دیگری به این بنا منتقل شده است. نمای شمالی بسیار ساده است و با ستون های آجری مسطح با تلفیقی از گچ مشاهده می شود. نمای جنوبی و اصلی ساختمان بیرونی با ایوان سراسری به فضای باغ گشوده می شود. ستون های موجود بخشی از تزئینات الحاقی است.

 

خانه شهید مدرس

 

خانه شهید سید حسن مدرسدر محله عودلاجان از محلات محدود حصار ناصری شهر تهران قرار دارد. این خانه که کامل ترین شکل یک خانه سنتی را در بافت تاریخی تهران به نمایش می گذارد، از بخش های مختلف اندرونی؛ بیرونی، مطبخ، کالسکه خانه و ... تشکیل شده است. در این خانه تاریخی مجموعه ای از هنرها شامل گچبری، حجاری، آجرکاری، گره چینی، نقاشی و کتیبه نگاری در کامل ترین شکل، به کار رفته است. در نقشه ی تاریخی شهر تهران که متعلق به سال 1275 هـ . ق است، این خانه با عنوان «خانه وزیر مختار فرانسه» مشخص شده است. مرحوم سید حسن مدرس در اوایل قرن معاصر و در دوره نمایندگی مجلس، در این خانه سکونت داشت.

 

بنای تاریخی مسعودیه

 

بنای تاریخی مسعودیه،در خیابان اکباتان تهران، به دستور ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه همزمان با کاخ گلستان احداث شد. این مجموعه در محدوده میدان بهارستان و خیابان های ملت و اکباتان قرار دارد و شامل پنج عمارت اصلی و تاریخی است و قدمت آن به سال 1295 می رسد. عمارت مسعودیه با توجه به نقشه عبدالغفار، در زمینی به مساحت چهل هزار متر مربع احداث شد. آنچه امروز از این باغ و عمارت باقی مانده نیمه ی غربی مجموعه در زمینی به مساحت حدود دو هکتار است.

 

تالار سلام این مجموعه زیر نظر صنیع الملک نقاش باشی برای «میرزا آقاخان اعتمادالدوله» صدراعظم آقاخان نوری نقاشی شد. در عمارت مسعودیه کتیبه هایی به تاریخ 1295 هـ . ق باقی مانده است. عمارت اصلی یعنی دو بنای واقع در جبهه ی جنوبی شامل دیوان خانه و حوضخانه و عمارت سردر، تغییرات عمده ای نیافته اند اما بدنه ی غربی که در کنار خیابان ملت قرار داشت و بدنه ی شرقی به طور کلی تخریب شده است. در عمارت مشیریه و عمارت سید جوادی نیز تغییراتی مشاهده می شود که باید گفت ناشی از تغییر سلیقه ی حاکم در اوایل دوره ی پهلوی بوده است . سردر کالسکه روی عمارت مسعودیه همچنان باقی است.

 

این مجموعه که هم زمان با کاخ گلستان بنا شد و به ویژه تزیینات معماری آن ، متأثر از نفوذ هنر غربی در سال های اواخر حکومت قاجار است، در سال 1320 توسط دولت از دختر ظل السلطان خریداری شد و در اختیار وزارت معارف وقت قرار گرفت و بیش از 75 سال در اختیار وزارت آموزش و پرورش بود.

 

این عمارت با تصویب نامه ی هیأت وزیران در اختیار سازمان میراث فرهنگی کشور قرار گرفته است تا کارهای بازسازی و مرمت آن انجام شود.

 

خانه مشیر الدوله پیرنیا

 

 

این بنادر خیابان لاله زار بین جمهوری و منوچهری قرار گرفته و در اصل متعلق به حسن پیرنیا بود .از خصوصیات این بنا گچبری و فرنگی کاری، کاشیکاری همراه با کاشی های منقوش به تصاویر شخصیت های اساطیری و تاریخی است.

 

خانه وثوق

 

 

این بنا در سال 1253 هـ . ق یا 1211 شمسی در زمان محمدشاه قاجار برای یکی از صاحب منصبان دوره قاجاریه به نام «میرزا محمد قوام الدوله آشتیانی» ساخته شد.

 

این بنادر خیابان 15 خرداد کوچه «میرزا محمود وزیر» قرار دارد. هفت دری در این بنا یکی از تزئینات بنا به شمار می رود. ورود به قسمت داخل ساختمان از حیاط بیرونی و حیاط دَوُرنی از طریق دو راه پله انجام می شود . پله ها دارای ازاره (آن قسمت از دیوار اتاق و یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین بود) های سنگی هستند که نقوشی روی آن حک شده است. دو راهروی پایین توسط تالار آینه و تـَنـَبی ( محلی است برای پذیرایی) به هم مرتبط می شود ولی راهروهای طبقه دوم به علت وجود شیروانی از داخل ساختمان به هم مرتبط نیست و تنها راه ارتباطی آنها از طریق حیاط است.

 

طبقه اول را روی هم دو تالار بزرگ آینه و تنبی با سفره خانه، دو راهرو و سه اتاق دیگر در ضلع شرقی ساخته شده اند.

 

نویسنده: احسان کلهری ׀ تاریخ: یکشنبه 28 آبان 1391
׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀
ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...56789صفحه بعد

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 8884.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران